تبليغاتX
همراه با مهاجران
New Page 1

 نوشتن درباره محله های مونترئال خیلی سخته به دوجهت:

یکی اینکه مونترئال خیلی وسیعه

دوم اینکه کاملا سلیقه ایه

اما با توجه به نیاز یک تازه مهاجر یه توضیح عمومی می دم امیدوارم به دردتون بخوره . قبل از توضیحات عذرخواهی می کنم  از اینکه نمی تونم تصویر توی وبلاگ بگذارم برای اینکه سرعت لود صفحه برای دوستانی که در ایران هستند بعضی وقتا خیلی خیلی پایینه و نمی تونن به راحتی از مطالب استفاده کنن.

اونایی که میان مونترئال از اولین چیزایی که بهشون گفته میشه اینه که توی مرکز شهر خونه بگیرن . اما سوال اصلی اینه مرکز شهر کجاست؟

اگه توی گوگل مپ سرچ کنید یه منطقه نسبتا وسیعی رو میده که هیچ دیدی نسبت بهش ندارید. مرکز شهر رو می تونید اینطوری بهتر درک کنید روی نقشه متروی مونترئال خطوط نارنجی و سبز دو جا با هم تقاطع دارن. که این ایستگاهها می شن:

Berri-UQAM

Lionel-Groulx

در فاصله این دو ایستگاه روی خط سبز رو در نظر بگیرید . موازی خط سبز سه تا خیابون وجود داره یکی جنوب شرقیش ( روی نقشه سمت راستش )  به نام 

Saint-catrine
و دوتا شمال غربیش ( روی نقشه سمت چپش) به نامهای

sherbrook

maiseuneuve

این محدوده ای که گفتم میشه مرکز شهر. مرکز ثقلش رو هم ایستگاه مگ گیل در نظر بگیرید. هر سه این خیابونهایی که نام بردم شمال شرقی به جنوب غربی و بسیار بلند هستند و در نهایت از محدوده ای که گفتم خارج میشن  .

خیابون سن کترین  اصلی ترین خیابون شمال شرقی به جنوب غربیه . مهمترین خیابون شمالغربی به جنوب شرقی هم سنت لورانه که تازه مهاجر باهاش کارزیادی نداره. شربروک از سمت چپ بعد از قطع کردن خط نارنجی مترو به ناحیه  ان دی جی    می رسه که ایرانیای زیادی اونجا زندگی می کنن و فروشگاهها و رستورانهای ایرانی (مثل اخوان ) توی این منطقه قرار می گیرن ولی به دو دلیل توصیه نمی کنم که در بدو ورود اونجا ساکن بشید! 

اول اینکه از مرکز شهر دوره و تازه مهاجر کارهای زیادی داره که انجام بده و نمی تونه روزی دو سه ساعت توی مترو وقت تلف کنه.

 دوم وضعیت اتوبوسهاشه. شما اگه بخواید به منطقه ان دی جی برید برای خیابون شربروک از خط 105 ، برای خیابون مانکلند خط 102 ، برای خیابون گراند بلوار از خط 103 باید استفاده کنید دوتای اولی از ایستگاه واندوم حرکت می کنن. خط 105 خیلی زود به زود میاد و موقع رفتن به شربروک مشکلی نخواهید داشت ولی مشکل موقع برگشته!!! جمعیت منطقه بسیار زیاده و زیاد پیش میاد که اتوبوس توی ساعت شلوغ جا نداره دقیقا همونچیزی که توی تهران می بینید. خط 102 خیلی منظمه ولی اشکالش اینه که هر نیم ساعت یکی میاد که اون هم کلی اتلاف وقت داره. خط 103 بد نیست ولی باید تا ایستگاه ویلا ماریا برید که بتونید اون (و یا 162) رو سوار شید ولی هم 103 و هم 162 بد مسیر هستند و احتمالا مجبور میشید مسافتهایی رو پیاده برید که معنیش اتلاف وقته. البته  خط 51 هم که از اسنو دون حرکت می کنه ( تقاطع خط آبی با نارنجی) و به بلوار کوندیش میرسه . اگه بخواید یه دیدی نسبت به ناحیه ان دی جی داشته باشید می شه گفت ناحیه سمت چپ بین خطوط 51 و 105 و خط نارنجی مترو میشه.

ناحیه دیگه ای که ایرانیهای بیشتری داره حوالی ایستگاه کوت د نژ روی خط آبیه که برای تازه مهاجر به علت دوری از مرکز شهر توصیه نمی کنم.

برای یک تازه مهاجر بهترین جاها برای استقرار اولیه، بخشهای شمالی  ایستگاههای

Berri-UQAM

تا

Atwater

چرا بخشهای شمالی؟ به خاطر اینکه ساختمونهای مسکونی بیشتری برای زندگی پیدا میشه و سوای اینکه فاصله تا ایستگاههای مترو کمه  خط 24 هم از این خیابون از ایستگاه شربروک روی خط نارنجی تا ایستگاه ویلا ماریا ( اون هم روی خط نارنجی) میره که دسترسی به ناحیه ان دی جی  و فروشگاههای ایرانی رو براتون ساده تر می کنه.

ناحیه

 plateu montreal

فرانسه زبانه همینطور سمت شمالی تپه که اینا بهش میگن کوه! ( بندگان خدا اینجا کوه درست و حسابی ندارن زورشون به جقله تپه رسیده بهش میگن کوه)

سمت راست خط نارنجی ( شرق مونترئال) میشه گفت که نواحی لاتین نشین و ایتالیایی هاست . نکته مهمی که هست یکی دو ایستگاه بعد از 

Berri-UQAM

به سمت شرق که حرکت کنید نواحی ه.م.ج...نس .. با..زهاست البته فقط یک یا دو ایستگاه.  بعد از اون ایستگاهها هم دقیقا نمی دونم کجای خط سبز توی همون جهته که ناحیه خلافکاراست البته منظور از ناحیه خلافکارا اونی که از ایران توی ذهنتونه نیست!!! خیلی امن تر از این حرفاست ولی خب فقط برای اطلاع گفتم. به هرحال قبل از آشنایی با مناطق شهری بهتره اونطرفا دنبال خونه نگردید. 

کلا چند تا نکته رو برای اسکان اولیه یادتون باشه:

1-      اتوبوس برابره با اتلاف وقت . پس سعی کنید به مترو خیلی نزدیک باشید ( نهایتا ده دقیقه پیاده. نهایتا!)

2-      توی اون محدوده ای که به عنوان مرکز شهر گفتم خونه پیدا کنید و حد الامکان نزدیک ایستگاه بری اوکم

3-      خط سبز کلا از لحاظ دسترسی به مرکز شهر به مراتب نسبت به خط نارنجی مناسبتره سعی کنید اگه مجبور شدید از مرکز شهر به هر دلیلی دور بشید دور و بر همین خط خونه بگیرید که تعویض خط خودش زمانبره.

4-      اگه به سمت لانگوی برید هم می تونید نزدیک مترو جای مناسب پیدا کنید. ولی اشکالش اینه که ساعتای کم تردد فاصله حرکت قطارهای مترو زیادتر میشه که خب وقت گیره و همینطور یه چند دلاری کارت مترو گرونتر میشه. در هر صورت جزو گزینه های بعدیتون بعد از آشنایی اولیه باشه.

5-      و آخرین موضوع اینکه وقتی میگیم روزهای اول منظور نهایتا یک ونیم تا دو ماهه و بعد از اون همه چیز به خوبی دستتون میاد و می تونید به راحتی منطقه مورد نظرتون رو انتخاب کنید. خیلی ها میگن دو هفته ولی من میگم یک و نیم تا دو ماه باید توی مرکز شهر باشید چون باید همه جای مرکز شهر رو پیاده بگردید تا تمام مختصاتش دستتون بیاد با این کار شما برای ماههای بعدی زندگی توی مونترئال برای پیدا کردن آدرسها خیلی آسوده تر خواهید بود.

دیگه چیزی به فکرم نمی رسه.

+ نوشته شده توسط بابک در سه شنبه هجدهم بهمن 1390 و ساعت 8:42 |

امروز یه چیز جالبی دیدم که حیفم اومد ننویسمش:

اینجا توی مونترئال یک سری روزنامه ها هستند که به صورت رایگان در اختیار مردم قرار دارند و معمولا هم توی ایستگاههای مترو توزیع میشن بعضی از جاها هم توی ورودی ادارات و دانشگاهها و ... قرار میدن که مردم بردارند. دوتا از این نشریات که تیراژ بیشتری دارن اینا هستند:

MÉTRO
24H
امروز 20 ژانویه 2012 صفحه 8 از نشریه دومی ، یه مقاله خیلی جالب نوشته بود که توش با یک دانشجوی پست دکترای مکانیک به نام آقای روح الله درمانکی فراهانی هم مصاحبه کرده بود. حرف حساب کل این مطلب این بود:

تقریبا به همون تعداد که دانشجوی کبکی در مقطع دکترا در دانشگاه پلی تکنیک تحصیل می کنن ، دانشجوی ایرانی هم داریم!

طبق آمار 183 دانشجوی کبکی و 170 دانشجوی ایرانی در مقطع دکترا توی این دانشگاه درس می خونن.که نوشته بود به نسبت 4 سال پیش که فقط 84 دانشجوی ایرانی در این مقطع در این دانشگاه تحصیل می کردن رشد چشمگیری داشته.

نکته جالبش اینه که این دانشگاه فرانسه زبانه و معنیش اینه که ایرانیا خیلی باید بیشتر از کبکی ها و اتباع کشورهای عربی که تقریبا همشون فرانسه بلد جون بکنن تا درس بخونن که همت بالایی می طلبه.

+ نوشته شده توسط بابک در شنبه یکم بهمن 1390 و ساعت 4:40 |
New Page 1

 امیدوارم امروز با این پست بتونم پرونده گواهینامه رانندگی رو توی وبلاگم ببندم که با این همه پست درباره رانندگی ، داره کم کم از مقوله مهاجرت خارج میشه.

من بالاخره بعد از یک بار رد شدن در آزمون عملی شاخ غول رو شکستم و گواهینامه رانندگی کبک رو گرفتم. یادآوری می کنم این هم یکی از اون چیزاییه که توی ایران معمولا داریم و زیاد فکرمونو مشغول نمی کنه ولی اینجا دوباره باید مثل یه بچه 18 ساله بریم و اونجا بشینیم و بچه هایی رو که با بابا و مامانشون میان رو تماشا کنیم و یادمون بیفته که دقیقا توی چه مرحله ای از زندگی اینجا قرار داریم. وقتی مهاجرت می کنیم عملا یه ده پونزده سالی به عقب برمی گردیم و همه چی از اول....! به جز سنمون که پایین نمیاد! قسمت سختش اینه که باید دو تا کار رو با هم انجام بدید مثلا هم کار کنید و هم زبان بخونید و یا مثلا هم درس بخونید و هم روی زبانتون وقت بگذارید که واقعا سخته که صبح ساعت 5 بیدار شید و بعدشم تا ساعت نه و نیم شب به مدت سه ساعت سر کلاس در حالت نیمه خواب زبان یاد بگیرید اگه خوش شانس باشید و کلاس به خونه نزدیک باشه می تونید روی خوابیدن ساعت ده و نیم حساب کنید اگه هم نه که مثل من راه دیگه ای ندارید. سخته ولی خوبه، یه حس عجیبی توش هست، احساس می کنی داری تغییر می کنی، داری دنیا رو یه جور دیگه می بینی، به نقاط ضعف و قوت خودت و فرهنگی که در اون بزرگ شدی بیشتر پی می بری. آدمها رو بهتر و دقیقتر می بینی، در واقع چیزای جدیدی یاد میگیری . اگه مهاجرتی در کار نبود سالها طول می کشید تا درکشون کنم شایدم هیچوقت متوجهشون نمی شدم. توی یک جمله احساس می کنی داری پوست میندازی. بگذریم...

اول از همه هزینه ها رو بنویسم:
هزینه امتحان عملی 25.25 دلار کانادا

هزینه کرایه ماشین : 50 دلار ( دفعه اول که از آموزشگاه رسید گرفته بودم 30 دلار بود)

هزینه صدور کارت گواهینامه که دقیقا برای من تا یکسال اعتبار داره 101.20 دلار کانادا که نمی دونم این مبلغ به زمان اعتبار بستگی داره یا نه. گواهینامه در کبک به صورت سالیانه و دقیقا در روز تولد صاحب گواهینامه تجدید میشه و هزینه کارت هر ساله باید در روز تولد پرداخت بشه . برای من همون یکسال تکمیل بود و نمی دونم اگه برای اولین بار کمتر باشه مبلغش تغییر می کنه یا نه. همونجا بعد از امتحان اگه قبول شده باشید ازتون پول میگیرن، آدرستون رو چک می کنن ؛ عکس میندازن و یه شماره تلفن بهتون میدن که اگه تا چهار روز گواهینامتون به دستتون نرسید باهاشون تماس بگیرید. بعد هم پست براتون میاردش. اگه هم رد شده باشید بازم توی صف وای میستید تا نوبتتون که شد یه تاریخ دیگه برای امتحان بده.

ممتحن طی بیست دقیقه تا نیم ساعت که شما رانندگی می کنید ( دفعه اول که رد شدم بیست دقیقه بود و دفعه دوم نیم ساعت ، ربطی به رد شدن نداره و قبل از شروع امتحان میگه که چند دقیقه طول می کشه )  یکی دو تا سوال ساده در رابطه با شرایط تابلوهایی که ازشون رد شدید می پرسه مثلا سرعت ماگزیمم اینجا چقدره؟ یا هیچ محدوده خطری رو تشخیص دادید یا نه ( مثل زمین بازی بچه ها و ...) که همشون هم تابلو دارن. ایشون یه چک لیست داره که شما هر حرکتی می کنید تیک میزنه که درست بود یا نه. بعضی وقتا هم یه چیزایی می نویسه که آخرش بهتون میگه. مثلا من دفعه اول که رد شدم یکی از ایرادایی که گرفت این بود که گفت نقطه کور رو 3 تا 4 ثانیه قبل از تغییر لاین یا دور زدن چک می کنی که برای سمت راست خوبه ولی برای سمت چپ دیره و باید حدود 4 تا 6 ثانیه قبل از گردش به چپ نقطه کور رو چک کنی.  در کل تمام اشتباهاتم رو گفت و دست آخر هم یه کاغذ داد دستم که توش اشکالاتم رو روی شکلهاش علامت زده بود و توضیحاتی هم داده بود.

و اما رانندگی در اینجا ؛ تنها چیزی که براشون مهمه رعایت قوانینه همین. دفعه دوم که قبول شدم موقع پارک دوبله نمی دونم چرا فرمون رو که تا آخر گردوندم ماشین بیش از حد چرخید شاید به خاطر توان گردش چرخهاش بود ؛ ماشینی که می روندم تویوتا بود که هیچ تجربه ای باهاش نداشتم به هر حال مجبور شدم یکبار بیام بیرون و دوباره پارک رو انجام بدم. گفت که تا دوبار می تونی و مشکلی نداره.

اشتباهات نا بخشودنی در امتحان رانندگی که موجب رد شدن میشن:

1-   عدم رعایت حق تقدم عابر ؛ توجه داشته باشید که یه مورد ندیدن عابر که نک پاهاش روی آسفالت خیابون قرار داره موجب رد شدن شما میشه. اگه عابری در حال وارد شدن به خیابون باشه و چراغ ناگهان سبز بشه باید با چند ثانیه مکث مطمئن شید که نمیاد وسط خیابون. این مورد کم مونده بود کار دست من بده سر چهار راه که توقف کامل کرده بودم موقعی که راه افتادم و درست وسط چهارراه بودم یه عابر که داشت می دویید جفت پا پرید وسط خیابون و همونطوری وایستاد منم توقف کامل کردم ولی وسط چهار راه بودم و وقتی دیدم عابر کاملا وایستاده دوباره راه افتادم که ممتحن یه تذکر خیلی سخت و جدی بهم داد که باید قبل از حرکت میدیدیش منم گفتم با سرعت می دویید من هم دیر دیدمش ولی قانع نشد و گفت که باید قبل ازتوقف رصد می کردی که ببینی کسی در حال نزدیک شدن به چهارراه هست یا نه. به هر حال هر چند من متقاعد نشدم چون واقعا این خانم عابر ورزشکار شیرجه زد وسط خیابون ، ولی بحث نکردم و اعصابم هم داغون بود که یه بار دیگه رد شدم و اینبار هم اشتباه خودم نبود بلکه به خاطر یه آدم نادان رد شدم! ولی ظاهرا ممتحن از این خطا چشم پوشی کرد شاید واکنش سریع برای توقف ماشین باعث شد نرمش نشون بده هر چی باشه برای این یه مورد همه ایرانیا استادن چون اونجا وقتی پشت فرمون هستیم  رانندگی نمی کنیم بلکه یه جورایی با عابرا وسطی بازی می کنیم.

2-      رعایت نقاط کور که باید سرتون کاملا برگرده 4 تا 6 ثانیه قبل از گردش یا تغییر لاین.

3-   رعایت کامل تابلوهای ایست ؛ اگه تابلویی رونبینید (یا دیر ببینید) و  بدون توقف رد کنید (یا دیر توقف کنید) مردود میشید. سر تابلوها ماشین باید متوقف بشه؛ کاملا متوقف ( این رو یکبار به من تذکر داد) . نه اینکه سرعت خیلی خیلی خیلی کم بشه؛ واقعا باید متوقف بشه. اگه این کار رو نکنید دفعه اول بهتون تذکر میده که باید ماشین رو کاملا متوقف کنید و دفعه دوم چیزی نمی گه و ردتون میکنه.

4-   رعایت سرعت تعیین شده ( ننوشتم حداکثر سرعت به این دلیل:) منظورفقط این نیست که اگه ازش تعدی کنید رد میشید  بلکه اگه در اسرع وقت سرعت ماشین رو بهش نرسونید یکبار تذکر میده که سرعتتون کمه ( که به من یکبار تذکر داد) و دفعه دوم ردتون می کنه. این مورد رعایتش برای ما ایرانی ها که با ماشین خیلی مدارا می کنیم که یه هو گاز ندیم که به ماشین فشار نیاد واقعا مشکله. برعکسش ایرادی نداره یعنی ماشین رو رها کنی که سرعتش تا رسیدن به تقاطع کم بشه یا کم کم سرعتش رو کم کنی.

5-      عبور از خط ممتد؛ یک مورد برای ردی کافیه ( تجربه یکی از دوستان که صرفا به همین دلیل رد شد)

6-   موقع گردش به راست در لاین منتها الیه راست و موقع گردش به چپ در لاین منتها الیه چپ قرار گرفتن. (تجربه خودم که دفعه اول موقع گردش به راست رعایت نکردم و رد شدم) رعایت نکردن تنها یک مورد برای رد شدن کافیه. این هم برای ما ایرانیها یه کم مشکله چون عادت داریم بخصوص توی گردش به راست همیشه لاین اول پر از ماشینهای پارک شده است و طبق عادت مستقیم میریم توی لاین دو! موقع گردش به چپ هم ممتحن این انتظار رو داره که خود شما بعد از قرار گرفتن توی لاین چپ نسبت به تغییر لاین به لاینهای وسطی اقدام کنید، مگر اینکه ازتون بخواد که یه گردش به چپ انجام بدید. مثلا به من بعد از قرار گرفتن توی لاین چپ گفت سر چراغ قرمز دوم دوباره بپیچ چپ. من هم اومدم لاین رو عوض کنم که ایراد گرفت که چرا دارم لاین عوض می کنم . من هم گفتم که فاصله دو تا چراغ قرمز خیلی زیاده... که حرفمو قطع کرد و گفت نباید این کار رو بکنی چون می خوای به چپ بپیچی. به هر حال توی بلوارها و خیابونهای چند لاینه ، سرعت در همه لاینها یکسانه و مثل اتوبان نیست.

7-   سر تقاطعها که ایست کامل می کنید حواستون باید به حق تقدم باشه یعنی ماشینی که اول رسیده اول حرکت می کنه. اگه شما اول رسیده باشید و به موقع حرکت نکنید و تقدم رو به ماشین دیگه بدید رد می شید. ( اینو تعلیم رانندگی بهم گفتش)

8-   یه مورد مهم هم هست که اگه توی یه تقاطع شما تابلوی ایست داشته باشید و طرف دیگه که خیابون شما رو قطع میکنه تابلوی ایست نداشته باشه باید دو بار توقف کنید و الا رد می شید. یعنی یه بار پشت خط ایست توقف کامل می کنید بعد پاتون رو از روی ترمز خیلی آهسته بر میدارید و به هیچ وجه گاز نمیدید به هیچ وجه! ماشین اتوماتیک با یه سرعت خیلی پایین راه میفته یکی دو متر جلوتر دوباره توقف کامل می کنید و اگه از ماشین یا عابر یا هر چیزی که تقدم با اونه خبری نبود دوباره حرکت می کنید. ( این رو هم تعلیم رانندگی بهم گفت)

9-   چیزای دیگه هم که دیگه همه می دونن شامل راهنما زدنها ، چک کردن کامل پشت ماشین موقع دنده عقب و پارک دوبله ، چک کردن دقیق و کامل چهار راه موقعی که توقف کردید، تنظیم آینه ها قبل از حرکت و ...

و اما آخر از همه اینکه گواهینامه رو که گرفتم فهمیدم برای چی اینقدر داشتنش به عنوان کارت شناسایی مهمه! توی کلکسیون کارتایی که تا الان جمع کردم تنها کارتیه که روش آدرس اقامت به طور کاملا دقیق نوشته میشه!

+ نوشته شده توسط بابک در شنبه بیست و ششم آذر 1390 و ساعت 6:44 |
پاسخ به یک سوال :
سلام 
میشه بپرسم یک زوج برای بدو ورود به مونترال با 20000 دلار بیان برای اول کار خیلی کم نیست ؟ اگه راهنمایی کنین ممنون میشم.
----
سلام دوست عزیز 

سوالی که پرسیدید جوابش واقعا خیلی سخته. خیلی از دوستان سعی کردن به این سوال شما جواب بدن و اگه سری به بقیه وبلاگها بزنید انبوهی از جوابهای درست که ظاهرا متناقض هم هستند پیدا می کنید. دلیلش فقط یک چیزه:     به آدمش بستگی داره.

بستگی داره به اینکه :

 بخواید کار کنید یا نه؟( یعنی اینکه اهل کار کردن باشید و این رو پذیرفته باشید که اینجا باید از صفر شروع کنید) برنامه ادامه تحصیل داشته باشید یا نه ؟ اگه دارید هر دو تا می خواید بخونید یا یکیتون؟ سطح زبانتون چطوریه چون این مورد تعیین می کنه که چقدر طول می کشه تا کار پیدا کنید. تجربه کاریتون ایرانیه یا بین المللی بوده؟ بچه داشته باشید یا نه ؟ اگه آره چند تا ؟ آیا می تونید توی جامعه چشم و هم چشم باز ایرانی خیلی رک و بی رو در باستی به خودتون بگید که من اینقدر بیشتر پول ندارم و این هم شرایطمه به هیچ کسی هم مربوط نیست یا نه! و خیلی موارد دیگه.

این مبلغ اگه یه آدم با مخارج معمولی باشید  حدود 8 تا 10 ماه و اگه آدم صرفه جویی باشید تا بیش از یکسال هم دوام میاره. ولی اگه بخواید درگیر بعضی از مواردی که گفتم بشید سر ماه سوم یا چهارم به استرس می افتید که پولم داره تموم میشه! این عددایی هم که گفتم از روی وضعیت موجودی اول ورودم و امروز به صورت تخمینی حساب کردم.  پیشنهاد می کنم سری به بقیه وبلاگها بزنید اکثر دوستان درباره خرجهای اصلی نوشتن. ببنید که جزو کدوم دسته قرار می گیرید(کم خرج ، معمولی، پرخرج).  بقیه دوستان خیلی دقیقتر این مسئله رو قبلا باز کردن با  مراجعه به اونها مطمئنا جواب بهتری بدست میارید.

+ نوشته شده توسط بابک در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390 و ساعت 11:18 |
باز هم درباره گواهینامه دوستان سوال پرسیدن که البته تا ایران هستید طبیعیه ! منم که اونجا بودم دائم برام سوال پیش میومد.

1- ترجمه گواهینامه ایران اگه توی ایران انجام بشه اعتباری نداره پس بی خودی اونجا ترجمش نکنید. حتما باید مترجم کبکی باشه اونهم نه هر مترجمی . حتما باید مورد تأئید SAAQ باشه. 

2-  بی خودی مثل من 30000 تومن ندید که گواهینامه بین المللی هم بگیرید! با همین پول اینجا گواهینامتون رو طبق بند اول ترجمه می کنید و از زمان ورود به کانادا تا شش ماه می تونید با همراه داشتن اصل گواهینامه ایرانی و این ترجمه کبکی باهاش رانندگی کنید. در ضمن اول و آخر شما باید برای گرفتن گواهینامه کبکی این ترجمه رو داشته باشید.

+ نوشته شده توسط بابک در یکشنبه ششم شهریور 1390 و ساعت 20:2 |

دوست عزیز و وبلاگ نویسمون رضا "از سیدنی تا مونترئال" درباره اون بازه 6 ماهه برای کسانی که از کبک خارج می شن پرسیده بودن که امروز با SAAQ تماس گرفتم ؛ اینم نتیجه:
سوال رو اینطوری پرسیدم : اگر کسی وارد کبک بشه و بعد از چند ماه اقامت ، به کشورش برگرده و چند ماهی رو دوباره اونجا باشه و مجددا وارد کبک بشه به طوری که این رفت و برگشت بیش از 6 ماه از اولین ورود به کبک بگذره ، اون بازه 6 ماهه که گواهینامه کشور مبدا برای افراد تازه وارد که می تونن با ترجمه گواهینامه رانندگی کنن و پروسه گرفتن گواهینامه کبکی روشروع کنن از چه تاریخی شروع میشه؟ آیا اولین ورود رو در نظر میگیرن یا ورودهای بعدی رو؟
جواب: تاریخ ورود به کبک همون تاریخ تعیین تکلیف شدن وضعیت اقامته که برای تازه مهاجرها همون موقعیه که برگه لندینگ رو توی فرودگاه تکمیل می کنن. یعنی از همون تاریخ ورود اول این بازه 6 ماهه شروع میشه و اگه ورود بعدی بعد از شش ماه باشه دیگه با ترجمه کبکی گواهینامه ایرانی نمی تونن رانندگی کنن اما اگه گواهینامه ایرانیشون منقضی نشده باشه هر وقت که پروسه گرفتن گواهینامه کبکی رو شروع کنن می تونن امتحان کتبی و عملی رو پشت سر هم بدن.
البته اینی که این مامور پشت تلفن به من گفت با محتویات اون برگه ای که اون دفعه توی محل امتحان نشون دادن فرق داشت به خاطر همین چند بار دیگه هم سوال رو به شکلهای مختلف بیان کردم که اونهم به چند شکل مختلف منو کاملا از موضوع مطمئن کرد. با توجه به اینکه سیستم اینجا منظمه احتمالا حرف این مأمور پشت تلفن درست باشه . چون اولین نفر جواب رو نمی دونست و وصل کرد به نفر دوم که کاملا مسلط هم بود. خلاصه دلیل این اختلاف رو من نفهمیدم اگه کسی فهمید به من هم بگه!

+ نوشته شده توسط بابک در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 و ساعت 2:31 |

قبل از هر چیزی از دوست عزیز " از ایران تا کانادا" برای اینکه نام این آموزشگاه رانندگی رو در اختیار من گذاشتن تشکر می کنم. این آموزشگاه مربی ایرانی داره و یه تخفیف کوچیک هم به ایرانی ها میده. به گفته خودشون کرایه ماشین روز امتحان 50 دلاره که اونها به قیمت 30 دلار به ایرانیها میدن ولی تخفیف دیگه ای نمی دن حداقل به من که ندادن.

نام آموزشگاه : آریا
نام مربی: یزدان میرزاده
شماره تلفن: 3456-621-514

نوع دوره

مبلغ دوره

هزینه ماشین اول

هزینه ماشین دوم

جمع کل

6 ساعته

180

30

30

240

12 ساعته

350

0

30

380

 


  قیمتها  به دلار کانادا هستند.

  منظور از هزینه ماشین، هزینه کرایه ماشین برای روز امتحانه. اگه یک نفر باشید یه دونه ماشین لازم دارید و عملا هزینه ماشین دوم حذف میشه. یعنی جمع کل میشه 210 و 350 دلار.

  دوره های کوتاهتر هم داره که خب هر چی زمان دوره کمتر بشه عملا میانگین قیمت هر ساعت بالاتر می ره. (قیمت هر ساعت آموزش 35 دلاره که علاوه بر اون، روز امتحان، ماشین هم باید اجاره کنید)

------

پینوشت:

دوست خوبمون علیرضا قیمت مناسبتری برای کرایه ماشین پیدا کردن اینم لینکش:

http://radiocanada.blogfa.com/post-53.aspx

 

+ نوشته شده توسط بابک در شنبه یکم مرداد 1390 و ساعت 3:30 |

در رابطه با امتحان گواهینامه رانندگی اول از همه بین دوستانی که در این باره نوشته اند ، وبلاگ "از مونترئال تا ونکوور"  مطلب رو کاملا توضیح داده و وبلاگ مهربانو هم علاوه بر توضیحات کلی،  زحمت کشیدن و سی دی نمونه سوالات رو در  اختیار دوستان قرار دادن که توصیه می کنم برای این مورد حتما به این دو وبلاگ سری بزنید. من سی دی ای رو که مهربانو زحمت کشیده بودند مطالعه کردم که خیلی خوب بود. غیر از اون یک برنامه هم یکی از دوستان زحمت کشیده بودند که اون رو هم خوندم . کتاب آیین نامه رو هم خوندم. ولی همه اینا باهم کافی نیست! و به زحمت آخرین قسمت رو که مربوط به مهارتهای رانندگی بود جمع و جورش کردم و رد نشدم. چون با شکل و شمایل سوالات آشنایی نداشتم . به ترتیب توضیح میدم که راحتتر بتونم منظورم رو برسونم:

اول که دو سری سوال هر کدوم 16 تا درباره علامتها بهتون میدن. باید توی هر سری 16 تایی  12 تا رو درست بزنید. برای این قسمت اگه کتاب رو داشته باشید خیلی سریع علایم رو یاد می گیرید. نداشته باشید هم مهم نیست اگه همه سوالات سی دی رو بزنید، می فهمید؛ ولی یه کم بیشتر وقت می بره. کلا این بخش امتحان خیلی راحته . اینجا اونطوری که من متوجه شدم وقتی برای اولین بار می خوای گواهینامه بگیری فقط اون 32 سوال اول رو می زنی و مهارتهای رانندگی رو نمی خواد . ولی برای کسی که گواهینامه داره و می خواد با استفاده از سابقه گواهینامه ایرانیش سریع گواهینامه اینجا رو بگیره ، سری سوم سوالات به تعداد 32 سوال که باید 24 تاشو درست بزنید رو هم باید جواب بده. این قسمت سوم سخته ، چون هم کمی با اون چیزی که توی ایرانه تفاوت داره و هم جوابهای گزینه ها خیلی به هم نزدیک هستند . یعنی مثلا توی چهار تا جواب 3 تاش درسته فقط یکی از بقیه یه خورده درست تره. اشکال دیگه ای هم که داره بعضی چیزهارو که توی سی دی هست و جواب درست رو هم می دونید اونجا اون جواب رو حذف می کنه و جوابهای دیگه که کمتر درست هستند رو بهتون میده و اگه مثلا تجربه رانندگیتون توی ایران میگه که باید "همیشه " خیلی مواظب عابرین پیاده ، دوچرخه سوارها و موتور سیکلتها باشید احتمالا مثل من که به راحتی سه تا سوال رو که به درستیشون شک نداشتم غلط می زنید. یه سری سوال هم میده که چهار تا "zone" میده و می پرسه که توی کدوم یک از این زونها خطر وجود داره ؛ بعضیهاشون هم واقعا واضح نیستند ( برای من یه سوال اومده بود که زون چهار رو توی آسمون گذاشته بود حالا من نمی دونم منظورش این بود که هوا مه آلوده یا مثلا می خواد برف بباره یا هر چیز دیگه ای ). برای اینکه مثل من سر جلسه گیج نشید توصیه می کنم حتما به این لینک مراجعه کنید و سوالات آنلاین رو بزنید که خیلی شبیه سوالات اصلی هستند. من نزده بودم بعدا فهمیدم چه اشتباهی کردم، کم مونده بود رد بشم. اینم آدرسش:

http://www.saaq.qc.ca/saaqclic/grandpublic/index.php

توی این صفحه یه قسمت داره برای تست آنلاین که فکر کنم از ایران هم بشه شروع کنید و تستهاش رو بزنید. هر باری که تست می زنید سوالها عوض می شن  و مشابه نیستند که از این لحاظ خیلی خوبه. پس این سه تا کار رو بکنید:

تستهای سی دی نمونه سوالات رو بزنید ، تستهای آنلاین رو هم بزنید؛ اگه می خواستید که با تابلوها سریعتر آشنا بشید و مرجع کامل اونها رو هم داشته باشید کتاب رو هم بخرید حدود 20 دلار قیمتشه.

چند مورد دیگه هم هست :

موقع امتحال همون لحظه بهتون میگه که گزینه درست رو انتخاب کردید یا اشتباه کردید که خب یه خورده اعصاب آدم رو میریزه به هم

برای امتحان خیلی راحت تلفن می کنید به saaq بعد اونا خیلی با حوصله ، هم یه وقت بهتون میدن ، هم می گن چه مدارکی بیارید و هم اینکه می گن چطوری برید اونجا ( یعنی با کدوم خط مترو و اتوبوس). توی اونجا هم خیلی منظم و سر وقت میان صدا می کنن؛شماره میدن، پرونده تشکیل میدن ، معاینه چشم و گرفتن عکس هم همونجا انجام میشه که حواستون باشه که این عکسه چاپ میشه روی گواهینامه. عکاسهاشم کاملا ناشی هستند و دوباره هم عکس نمی گیرن. قبل از ورود به باجه عکاسی سرو وضعتون رو مرتب کنید که مجال نمیدن! هزینه امتحان آئین نامه شد 10 دلار و 10 سنت . کارت اعتباری قبول نمی کنند ولی دبیت و پول نقد می پذیرند. فقط پول نقد رو همون روز اول پای تلفن میگن که باید خورد باشه .

می تونید امتحان رو به زبان فارسی هم بدید که من شرایطشو نمی دونم ولی مطمئنم که میشه ، اینطور که شنیدم یه مترجم میارن. ولی در کل من حس خوبی ندارم وقتی فکرشو می کنم کسی توی کشوری زندگی بکنه که حاضر نباشه به زبون رسمیش امتحان رانندگی بده. بعد موقع کار می خواد چی کار کنه؟ چطوری می خواد فرهنگ اینا رو بفهمه و باهاشون ارتباط برقرار کنه؟ حالا اگه سنی ازش گذشته باشه و جبر زمونه اینجا آورده باشدش شاید یه خورده قابل توجیه باشه ولی اینکه یهویی بشنوی کلی آدم این کار رو می کنن ..... بگذریم.

سر جلسه می تونید دیکشنری با خودتون ببرید که توصیه می کنم حتما این کار رو بکنید. ولی باید توی ورودی سالنی که امتحان میدید نشونش بدید. کنترلش می کنه و روی اون یه برچسب کوجولو می زنه . پس دیکشنری آکسفورد رو اگه توش علائم رانندگی داره بر ندارید ببرید. بعد از قبولی در امتحان آیین  نامه بهتون شماره تلفن می دن  که برای امتحان شهری تماس بگیرید و وقت بگیرید. نتیجه امتحان آئین نامه تا سه سال اعتبار داره و باید توی این سه سال برای امتحان شهری اقدام کنید.

با گواهینامه ایران به شرطی که اینجا بدید مترجمای معتبر کبک ترجمه کنن تا شش ماه می تونید رانندگی کنید. برای ترجمه، وبلاگ "ما و کانادا"  خانم سروران رو معرفی کرده بود که ما وقتی از saaq استعلام کردیم یه سایتی داد که نهایتا به اسم ایشون رسید کمتر از 15 دقیقه هم ترجمه کردن و تحویل دادن . فقط تاریخها و اسپل اسامی رو بنویسید با خودتون ببرید هزینه اش هم هر گواهینامه فکر کنم  20 یا 25 دلار گرفتن ( دقیق یادم نیست) .  موقع رانندگی با گواهینامه ایران باید اصل و این ترجمه کبکی همراهتون باشه.  قبل از امتحان یه برگه دادن برای مطالعه که این مورد توش نوشته شده بود. توی همین شش ماه باید گواهینامه کبک رو بگیرید و الا مشمول گذشت زمان میشه و قوانینش مثل کسیه که اصلا گواهینامه نداشته باشه یعنی باید اول یه گواهینامه مبتدی دو ساله بگیره که محدودیت داره و حتما باید یک نفر دارای گواهینامه توی این دو سال کنارتون بشینه کلا به دردسرش نمی ارزه که حتی فکرش رو بکنید. از طرفی چیزی که تازه مهاجر توی دو ماه اول به اندازه کافی داره زمانه برای خوندن و امتحان دادن . اگه می بینید همه میگن سرمون شلوغه به خاطر اینه که دارن همین کارهای اولیه رو انجام میدن .( البته یکی از این کارهای اولیه خرید کردن و آشنایی با مراکز خریده که خودش واقعا پروژه ایه برای خودش!وقت زیادی از آدم می گیره)

فعلا دیگه چیزی به فکرم نمیرسه

 

+ نوشته شده توسط بابک در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390 و ساعت 11:46 |
   یکی از دوستان توی نظرات پست قبلی سوالی پرسیدن که جوابش اونقدر طولانی بود که بهتر دیدم یه پست براش بگذارم:
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سوال
:

سلام....من تازه با وبلاگتون آشنا شدم و خیلی هم خوشحالم
ما از همه تجربیات شما استفاده میکنیم حتی از نوع خبیثانه اش
راستش یه سوال دارم...من رشته تحصیلیم مهندسی هستش و تا یک سال دیگه عازم کانادا هستیم...سوالم اینه که چه رشته های هنری ای تو کانادا امکان کار بیشتری براش وجود داره...میخوام تو این یک سال تو ایران دوره های رشته های هنری رو بگذرونم ....خیلی ممنون میشم اگه راهنماییم کنید
در ضمن من تو رشته خودم 5 سال سابقه کار دارم و اینکه رشته تحصیلیم مهندسی پزشکی هستش
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جواب

سلام

قبلا یه سایتی بود به نام
www.jobfutures.ca
که توی این سایت دسته بندی مشاغل ، درآمد متوسط و همینطور پیشبینی وضعیت بازار کار کانادا وجود داشت الان به سایتهای دیگه منتقل شده ولی آدرس بالا رو که می زنید خودش آدرسهای  جدید رو بهتون میده.

اگه برای  کبک اقدام کردید بهترین و ساده ترین راه مراجعه به این دو سایته:

http://placement.emploiquebec.net/

http://imt.emploiquebec.net/

می تونید کلمات کلیدی شغلتون رو در آدرس اول جستجو کنید از روی آگهی های کار که وجود داره می تونید حقوق پیشنهادی رو ببینید معمولا از هر 5 آگهی توی یکیش حقوق رو قید کرده.

فکر کنم بهتر باشه توضیح اضافی ندم و خودتون هر  دو سایت رو سری بزنید کم و بیش موضوع دستتون بیاد.

و اما در رابطه با دوره ، اینی که میگم نظر شخصیمه به عنوان یه توصیه دوستانه که خیلی از دوستان وبلاگ نویس هم دائما یاد آوری کردن :

هیچ دوره ای بهتر از دوره زبان نیست!

زبانتون انگلیسیه؟ اگه بیگینر هستید، اینترمدیتش کنید. اگه اینتر مدیت هستید، ادوانسش کنید. اگه فکر می کنید می تونید مثل کسی که زبان مادریش انگلیسیه کارتون رو راه بندازید و به قول معروف آخر زبان انگلیسی هستید، شروع کنید زبان فرانسه رو یاد بگیرید.

من برنامم این بود که این دو زبان رو توی یکی دوسال اول مهاجرت به خوبی یاد بگیرم و در واقع از فرصت به وجود اومده نهایت استفاده رو بکنم و بعد وارد بازار کار بشم.  برای همین حرف دوستانی که نوشته بودن رو گوش کردم تمام دوران انتظار ، فقط کلاس زبان فرانسه رفتم تا بتونم اون زمان اولیه رو توی مونترئال کمترش کنم. ولی می دونید چه اتفاقی افتاد؟ 

        وقتی اومدم اینجا از روی کنجکاوی کاری رو که توی ایران انجام میدادم دقیقتر سرچ کردم توی یه آگهی نوشته بود: زبان نوشتار و گفتاری انگلیسی و فرانسه در سطح عالی و ترجیحا غیر از زبانهای آلمانی و اسپانیایی به روسی هم آشنایی داشته باشید! اولش خندم گرفت چند تا آگهی دیگه رو نگاه کردم دیدم نخیر اصلا حساب ، حساب شوخی و استثنا  نیست و قضیه کاملا جدیه و برای اینکار خیلی هم عادیه ممکنه شاید به نظر خیلی احمقانه بیاد وقتی بگم کار من پردازش داده ها با اکسل بود که حتی به مخیله ام هم خطور نمی کرد که برای پردازش خروجی یه نرم افزار حسابداری و انبار، اینجا پنج تا زبان باید بلد باشی . ولی خوب که فکر کردم دیدم سیستم کاملا درستیه.  اینجا برای این کار توی یه شرکت کوچیک کسی رو استخدام نمی کنن چون هزینه اضافی داره و توی یه شرکت بزرگ مشاوره ای هم چون از همه جای دنیا  کار می گیرن انواع و اقسام داده ها رو پردازش می کنن و با اقوام مختلف طرف حساب هستند. یادتون باشه دارید وارد سرزمینی میشید که بچه هاش از همون ابتدا دو تا زبان رو کامل یاد میگیرن حالا فکر کنید که اون بچه یه پدر روس داشته باشه با یه مادر آلمانی. خب بدون اینکه متوجه بشه دوتا زبان بدرد بخور دیگه رو هر چند اندک یاد میگیره ،  اگه پدر مادر همزبون هم باشن که اون زبان به درد بخور سوم رو کامل بلده . درست مثل ما که فارسی رو که خیلی هم توی دنیا کارایی داره بلدیم ، چون همونطوری که می دونید اقتصاد و تکنولوژی در دنیا با اقتصاد و پیشرفتهای تکنولوژیک فارسی زبانان ، به خصوص کشور ما وابستگی تنگاتنگ داره!! و بعد من و شما باید بیایم با این آدم در بدست آوردن شغل رقابت کنیم. اینجا بازارش آزاده ،رقابتیه، مثل ایران نیست که خودکفا(!!!) باشه و همه چیز رو بتونید از تأمین کننده های داخلی به زبان شیرین پارسی تهیه کنید یا اینکه سالی یکی دوباری هم یک توریست توی خیابون ببینید اونم از نوع رهگذرش یه دستی تکون بدید و یه لبخندی تحویل بگیرید.

       دقیقا دیروز وقتی رفتم از یه فروشگاه فلسطینی غذا بگیرم عمق فاجعه رو درک کردم. پرسید که فرانسه یا انگلیسی؟ گفتم فرانسه . اول از روی قیافه فکر کردم آذربایجانیه که سر صحبت رو باز کردم. تا غذا آماده می شد یه کم صحبت کردیم. گفت عجیبه که فرانسه رو خوب می تونی صحبت کنی. خانمی هم که صندوقدار بود یه هو پرید وسط حرف ما که برای من هم خیلی عجیبه چون ایرانیهای اینجا غیر از فارسی و انگلیسی صحبت نمی کنن. من هم نگفتم که عوضش منم انگلیسی رو درست درمون حرف نمی زنم. در هر صورت حتی یه فلسطینی توی اون کشوری که دائم درحال جنگه توی مدرسه ، هم انگلیسی می خونه و هم فرانسه. وقتی میاد اینجا همون کاری رو انجام میده که ما انجام میدیم یعنی دو تا زبون دیگه یاد می گیره! با این تفاوت که اون هم کار می کنه که پول دربیاره و توی محیط کار و اجتماع به این دو تا زبان مسلط میشه و هم اگه دوست داشت دوتا زبان بعدی رو یاد میگیره . ولی ما باید اول زبانهای اصلی اینجارو یاد بگیریم و از جیب بخوریم تا بعدش تازه وارد رقابت بشیم که کار پیدا کنیم .خب اون آدم از من و شما جلو میفته . نمی گم همه اینطوری هستند ولی باور کنید کم نیستند کسانی که چند زبان رو به راحتی صحبت می کنن. اینجا یا باید کار خیلی خیلی خاصی انجام بدید که تخصصتون به زبانتون بچربه که خیلی سخته  چون استانداردهای اینجا با اون چیزی که ما توی ایران یاد میگیرم خیلی متفاوته و یا کار خیلی ساده که نیاز چندانی به زبان نداشته باشه.

بهترین دوره ای که می تونید بگذرونید زبانه! نمی گم باید چند تا زبون بلد باشید، ولی زبان انگلیسی و فرانسه رو در حد عالی باید بتونید هم صحبت کنید و هم بنویسید، در غیر اینصورت کار درست و حسابی گیرتون نمیاد. حالا که توی ایران هستید حداقل یکیشو تا جاییکه می تونید جلو برید که اینجا کمتر به زحمت بیفتید.

 

+ نوشته شده توسط بابک در شنبه بیست و پنجم تیر 1390 و ساعت 1:18 |

    امروز به یک مورد خیلی جالب برخورد کردیم که توی یکی از روزنامه هایی که جلوی در خونه با فلایرها می اندازند نوشته بود. اول یه توضیح کوچولو بدم بعد به اصل موضوع می پردازم. 

    اینجا چراغهای راهنمایی  دو نوعند یکی برای عابرها که همون آدمک معروف توشه و فقط رنگش اینجا به جای سبز و قرمز به رنگهای سفید و قرمزه و دومی مربوط به وسایل نفلیه است که همون سه تا رنگ سبز و زرد و قرمزه. سر چهار راه اگه چراغ آدمکدار داشته باشه عابرهای پیاده باید بدون توجه به چراغ ماشینها از اون تبعیت کنند به عنوان مثال ممکنه که چراغ ماشینها با چراغ عابرین با هم سبز بشه ولی بعضی از چهار راهها زمانی هست که همه چراغها برای ماشینها قرمز میشه و فقط چراغ عابرها سفید می شه . بگذریم خلاصه اینکه باید از چراغ مربوط به خودتون تبعیت کنید و اگه پلیس عابری رو ببینه که چراغ رو رعایت نمی کنه فکر کنم37 دلار جریمش باشه. یه قانون دیگه هم برای وسایل نقلیه هست که باید پشت تابلوی ایست توقف کامل بشه . کامل یعنی کامل نه اینکه یه نیش ترمز زده بشه.

     توی روزنامه نوشته بود که یه دوچرخه سوار وقتی چراغ عابرها سفید بوده با اونا راه افتاده از خیابون رد بشه. پلیس جریمش کرده تا اینجاش خوب بوده . نکته خفن اینه که اینجا اگه دوچرخه سوار چراغ راهنمایی رو رد کنه ، یا پشت تابلوی ایست توقف کامل نکنه و یا جلوی خط کشی عابر پیاده توقف نکنه ( یعنی همون قوانینی که برای ماشینها حاکمه) جریمه که میشه  هیچ ، سه تا پوینت منفی*** توی سابقه گواهینامه رانندگیش ثبت می شه ! اگه هم گواهینامه نداشته باشه توی SAAQ  براش یه پرونده درست می کنن که هر وقت گواهینامه گرفت توی سابقش درج بشه!

نتیجه اخلاقی : موقع دوچرخه سواری یادتون باشه که از رانندگان وسایل نقلیه به شمار میاید.

منبع خبر:هفته نامه  The Suburban  

تاریخ 29 June 2011

***پوینت منفی Demerit Points=

پی نوشت : 

امروز 13 جولای نحوه برخورد به معنای واقعی شدید پلیس با دوچرخه سوار متخلف رو خودم به چشم خودم دیدم. پشت چراغ قرمز با دوچرخه وایستاده بودم یه ماشین پلیس هم جلوی من بود ناگهان آژیر رو روشن کرد و آنچنان تیک آف کرد و چراغ قرمز رو رد کرد که تنها چیزی که اون لحظه به ذهن من خطور کرد سرقت مسلحانه از بانک بود. ولی اون سمت چهار راه یه دوچرخه سوار رو که از توی پیاده رو ؛ یک خیابون یک طرفه رو بر عکس میومد نگه داشت و جریمش کرد.من خودم آدم قانون مداری هستم و کسانی هم که منو میشناسن همیشه منو متهم کردن که خیلی سختگیر هستی ولی این صحنه منو به شکل غیر قابل تصوری آزار داد. برخورد به این شدت هم واقعا از شور به دره.

+ نوشته شده توسط بابک در پنجشنبه نهم تیر 1390 و ساعت 7:27 |

    در رابطه با هزینه های زندگی در کانادا دوستان زیادی مطالب خیلی خوبی نوشتن که بهتره سری به اونها هم بزنید . با این وجود این لینک رو می گذارم تا یه برآورد مستند و مطمئن از قیمتها داشته باشید

http://www40.statcan.gc.ca/l02/cst01/econ155a-fra.htm

     قیمتهای ارائه شده در جدول این سایت خیلی به واقعیت نزدیک هستند تنها نکته اینه که اگه بتونید با حوصله و قیمتهای حراج خورده رو خرید کنید می تونید روی 20 تا 30 درصد پایینتر از این قیمتها حساب کنید . بعضی وقتها توی حراجها قیمت مواد غذایی تا 50 درصد یا بیشتر هم پایین میاد ولی مجبورید برای اینکه خراب نشه خیلی زودتر مصرفشون کنید. به هر حال در کل همون 20 تا 30 درصد میشه. 

+ نوشته شده توسط بابک در دوشنبه ششم تیر 1390 و ساعت 5:40 |

1-      یکی از جاهایی که می تونید از اونجا برخی از وسایل مورد نیاز رو تهیه کنید ، مغازه هاییه که با عنوان salvation army  و یا Armée du salut  شناخته می شن. این مغازه ها در واقع مربوط به نوعی بنیان خیریه هستند که مردم وسایلی رو که خودشون نیاز ندارند به اونها تحویل میدن و اونها در آمد حاصل از فروششون رو برای کارهای خیریه صرف می کنند. کسی برای اجناسی که به اونجا تحویل میده پولی نمی گیره در نتیجه قیمت فروش هم بسیار پایینه. ولی خب من سری به اونجا زدم واقعا فقط بعضی چیزها رو میشه از اونجا گرفت. من دنبال یه قفسه خیلی کوچیک بودم که پیدا هم نکردم ولی قسمت سی دی و دی وی دیهاش خوب بود. توی قسمت کتابهاش یکی دوتا کتاب جالب هم دیدم . تا دلتون بخواد کاسه وبشقاب و این جور اقلام بود که بیشترشون بدرد بخور نبودن. در هر صورت اگه نزدیکیهاتون یکی از مغازه هاش بود یه سری بزنید، ضرری نداره. برای آدرسها همون دوتا عبارت بالا رو سرچ کنید.

2-      یه مورد خیلی جالب هم اینکه هر چقدر دنبال مغازه کلید سازی اینطرف و اونطرف رو نگاه می کردم پیدا نمی کردم. از یه چینیه پرسیدم ؛ گفت نمی دونم. آنچنان هم باتعجب منو نگام کرد که فکر کردم نفهمیده چی می گم. دوباره تکرار کردم، گفت فهمیدم ولی نمی دونم. از یه خانم سیاه پوست پرسیدم، ایندفعه من یه جوری نگاه کردم که اون فکر کرد نفهمیدم! دوباره تکرار کرد. می گید چرا من گیج شدم؟ برای اینکه مغازه بغلی رو که دوچرخه سازی بود بهم نشون داد. در ضمن آدرسشم کاملا درست بود! ظاهرا اینجا توی دوچرخه سازیها کلید کپی می کنن. هر کلیدی رو با مالیاتش دو دلارو 13 سنت برام کپی کرد. 

پی نوشت: یکی از دوستان گفتند که کندین تایر هم کلید رو کپی می کنه. 

پینوشت دو: نقل قول از "باران شاپرک":

    home depot هم کلید کپی میکنه و یک بار من به کندین تایر رفتم برای کپی کلیدم..

 
+ نوشته شده توسط بابک در جمعه بیست و هفتم خرداد 1390 و ساعت 0:25 |

1-      توی این فصل بازار جابجایی گرمه و با توجه به هزینه های بالای اسباب کشی معمولا مردم ترجیح میدن به جای اسباب کشی نسبت به فروش وسایل خونه اقدام کنن و خونه جدید رو با وسایل جدید پر کنن. برای اینکار روی تیرهای چراغ برق و ... با این عنوان آگهی می زنن Garage sale  و یا movement sale و .... قیمتهای فروش هم باور نکردنیه بعضی چیزهارو که حتی کمتر از 10 درصد قیمت فروشگاه میدن . فقط باید خیلی سریع اقدام کنید چون وسایل بدرد بخور به خصوص برقیها توی همون ساعت اولیه فروش میرن.

2-      کارت حمل و نقل عمومی رو می تونید به صورت سالیانه ، ماهیانه، هفتگی و ... بگیرید. اگه کارت مترو و اتوبوس رو (اینجا کارت که میگیرید برای هر دوی اینهاست و روی این کارت نوشته شده OPUS) به صورت سالیانه از طریق اینترنت بگیرید یه سری امکانات جانبی بهتون میده که انتخابی هستند مثلا می تونید از سرویس دوچرخه با قیمت پایینتری استفاده کنید. برای این کار با یک کارت اعتباری درخواست خرید سالیانه کارت می دید (STM)، با این کار تا یکسال هزینه کارت به صورت مستقیم به صورت ماهیانه از اعتبارتون برداشت میشه. موقع تکمیل ثبت نام کدی به شما داده میشه که اون رو یادداشت می کنید و بعد برای ثبت نام سرویس دوچرخه به سایت اون مراجعه می کنید(BIXI) . موقع ثبت نام یه گزینه داره که اون کد رو وارد می کنید. در حالت عادی اشتراک یکساله استفاده از دوچرخه حدود 70 دلاره که با این کار 19 دلار محاسبه می شه.  سیستم دوچرخه ها اینطوریه که توی هر ایستگاه تعدادی دوچرخه هست برش می دارید ( البته با اون کلیدی که بهتون دادن) و تا هر یک از ایستگاههای بعدی که خواستید می برید فقط نباید بیشتر از 45 دقیقه طول بکشه. اگه کارت هم نداشته باشید می تونید از کارت بانکیتون استفاده کنید که خب گرون می افته.

3-      چند تا نکته کوچولو در باره ایستگاههای اتوبوس : توی بیشترشون  جدول زمان رسیدن اتوبوس وجود داره که تقریبا سر وقت هم میان. یکی دو دقیقه اختلاف هست که مسیر به مسیر فرق داره بعضی از مسیرها که کوتاهتر هستند خیلی دقیقند ولی مسیرهای خیلی طولانی یه کم بالا و پایین دارند. اگه جایی که نمی شناسید ایستگاه اتوبوس دیدید و خواستید سوار بشید روی تابلوی اون ایستگاه ، همیشه آخرین ایستگاهی رو که اتوبوس به اونجا میره نوشته.

4-      اینجا همه چیز هست و اصولا نیازی نیست که چیزی با خودتون بار کنید و بیارید. فقط باید وقت بگذارید و بگردید تا ارزونشو پیدا کنید. به عبارتی مثلا وقتی زرد چوبه می خواید بیارید به اندازه مصرف دو هفته تا یک ماه کاملا کافیه. بهتر از اونی که توی ایران هست رو می تونید توی فروشگاههای هندی پیدا کنید. فقط یکی دوتا چیز رو شاید بهتر باشه بیارید یکی کفشه که اینجا یه کم سخته با قیمتش کنار بیاید، گروناش (حدود 70 تا 100 دلار) کیفبت خوبی دارن ولی ارزوناش (حدود 30 دلار) واقعا به درد نمی خورن( ظاهرشون خوبه ولی وقتی یکی دو روز  می پوشید کمر درد و پا درد و ... می گیرید). یا مثلا زعفرون که توی ایران خیلی ارزونتره ، یا قطعات جانبی کامپیوتر به غیر از ریسیور کانالهای دیجیتال که سه کشور کانادا،امریکا و مکزیک در این مورد در فرکانس دهی و قفل کردن سخت افزارها ساز خودشونو می زنن و اینجا بدردتون نمی خوره. کلا اینجا بازارش خیلی متنوعه و همه چیز هم هست . من دو هفته تمام دنبال سوکت مبدل 220 به 110 می گشتم ( آداپتور نه/ فقط سوکت) همه جاهایی که همه میگن سر زدم یا تموم شده بود یا از انواعی بود که چند نوع سوکت مختلف برای کشورهای مختلف دارن که خیلی گرون بود مثلا 35 دلار. به طور کاملا اتفاقی به یک فروشگاه درهم و برهم شبیه همونایی که توی ایران هست به نام mini-max وارد شدیم و این سوکت رو با کیفیت خیلی خوبی داشت 2 دلار. یه نوعم داشت 1 دلار ولی خوب نبود. اگه وسیله کوچک برقی دارید مثل ریش تراش برقی یا اپی لیدی که آداپتورهاش با 220 کار میکنه و بهشون علاقه دارید بیاریدشون اینجا مبدلهای 110 به 220 به راحتی پیدا میشه با سوکت رابطش با هم به فروش می رسن. حواستون باشه فقط وسایل کوچک چون توان آداپتورهای ارزون قیمت پایینه و آمپر بالایی ندارن. یه چیزی هم حتما با خودتون بیارید شارژر باطریهای شارژیتون رو که برای دوربین استفاده می کنید که اینجا من 4 تاییش رو زیر 30 دلار ندیدم. پینوشت بند 4: دو سه روز بعد از گذاشتن این مطلب توی حراج کندین تایر یک نوع شارژر 4 تایی که برای سایزهای AA و AAA بود به قیمت تقریبا 15 دلار دیدم.

5-      قابل توجه دوستانی که ساز دارند بخصوص سازهای زهی آرشه ای که سیمهای ترکیبی دارند. رطوبت اینجا به شدت متغیره و کوک ساز دائم تغییر میکنه مثلا هر یکی دو ساعت یکبار. دقیقا مثل موقعی که توی سالنه با این تفاوت که کوک فقط پایین نمیره بالا هم میره. سیمهایی که هسته اونها ابریشم یا روده است به شدت تحت تأثیر قرار میگیرند از طرفی گوشی های کوک ساز هم به شدت سفت می شن که موقع تغییر کوک به طور ناگهانی در میرن و بر اثر ضربه وارده ، سیم به راحتی می بره. اینجا سیم رو دونه ای هم می فروشن مثلا سیم سل ویولون پیراسترو پسیون قیمتش 50 دلاره با مالیاتش نزدیک 58 دلار. بهتره هر چی سیم دارید با خودتون بیارید اینجا واقعا گرونه. اگه گوشیهای ساز رو کالیفون زدید که توی ایران کوک در نره اینجا قبل از هر کاری تمیزشون کنید که گوشی گیر میکنه.من اینجا سیم ویولن مارک دومینانت با هسته فلزی گرفتم یک ست کاملش شده با مالیاتش 50 دلار.

+ نوشته شده توسط بابک در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 و ساعت 6:30 |

    یک موردی که وقتی ایران بودم زیاد فکرم رو مشغول می کرد حسابهای بانکی توی کانادا بود، که به درستی متوجه نمی شدم و باعث شده بود که برای باز کردن حساب بانکی کمی استرس داشته باشم.

     به هیچ وجه استرس نداشته باشید خیلی راحته فقط به شرطی که مثل من به نصیحت خانم محمودی گوش کنید و هر بانکی که خواستید حساب باز کنید درخواست یک مشاور فارسی زبان کنید ( فارسی اسپیکینگ) تا توضیحاتشو متوجه بشید این مسئله مطلقاً ارتباطی به سطح زبان شما نداره و مربوط به اختلاف ساختاری نظام بانکی کانادا با نظام بانکی ایرانه. به عبارت خودمونیتر اگه آخر زبان هم باشید به علت تخصصی بودن موضوع باز هم زبان مادری خودتون رو بهتر متوجه می شید. من این موضوع رو بعد از توضیحاتی که فارسی به ما داده شد متوجه شدم.

    برای پیدا کردن شعبه ای از بانک مورد نظر که مشاور فارسی زبان داشته باشه می تونید به یکی از شعبات مراجعه کنید و خود اونها بهتون میگن کجا برید. بعضی از بانکها مثل رویال بانک کانادا سیستم پاسخگویی آنلاین دارن که ما ازش استفاده کردیم و در مدت 4 دقیقه و 20 ثانیه که کلی هم برای تأخیر معذرت خواهی کرد یک قرار برامون توی نزدیکترین شعبه هماهنگ کرد. البته قبلش زمانش رو و آدرس مارو دوباره کنترل کرد و تأئید گرفت.

   سیستم زندگی اینجا درست مثل ایران بر اساس اعتبار پایه ریزی شده فقط یه مقدار شکل اعتبارش فرق داره و بر اساس گردش پولی فرد تعریف می شه. مثلا توی ایران اگه هر روز یه مبلغی رو از سوپر مارکت سر کوچه خریداری کنید اگه یه روز پول کم بیارید اونقدر پیش صاحب مغازه اعتبار دارید که مجبور نشید کالا رو پس بدید و حتی در بسیاری از موارد اصطلاحا اگر خوش حساب باشید معمولا بهتون نسیه هم می دن به شرطی که همیشه سر موعد تسویه کنید. ولی اعتبار شما محدود به جاهایی میشه که باهاشون سرو کار دارید. اما  اینجا اعتبار شما توسط یک سازمان مرکزی سنجیده می شه در نتیجه در کل اعتبارتون یکسانه و از یک بانک به بانک دیگه با یک فروشگاه به فروشگاه دیگه تغییر نمی کنه. ( این مورد در برخی موارد تغییر می کنه). همه بانکها از اون سازمان که اسمش یادم رفته اعتبار شما رو استعلام می کنن.

پس در واقع اعتبار یعنی توان نسیه بردن یا وام گرفتن.

    حالا تازه مهاجر چطوری اعتبار جمع کنه؟ اصلا چطوری هر کسی اعتبار جمع می کنه؟

با خرید نسیه جزئی و تسویه حساب سر موعد و کم کم بالا بردن حد این مبلغ نسیه بر اساس اعتماد بانک ، فروشگاه و ...

قبلنا برای تازه مهاجر همون اعتبار کوچک هم دردسر بود ولی ظاهرا الان خیلی بهتر شده . مثلا رویال بانک برای تازه مهاجر فقط متقاضی اصلی یه اعتبار 1000 دلاری میده ولی برای بقیه افراد 1000 دلار از پولشون رو برای یک سال بلوکه می کنن و پس از یک سال می تونید اون رو بردارید.

    اینجا وقتی پولتون رو توی حساب می گذارید در واقع یک حساب جاری براتون باز می کنن (Checking) که بهتون یه کارت بانکی میدن که باهاش می تونید پرداختهاتون رو انجام بدید. این حساب به تنهایی مشکلاتی داره اول اینکه با وجودیکه پول ریختن به حساب دستمزد نداره ولی پول برداشتن از اون به هر شکلی در هر بار دستمزد داره.

    مشکل دوم امنیتشه که اگه پسوردتون لو بره مثلا توی فروشگاه یا عابر بانک یا خرید اینترنتی و .... تمام پولتون رو ممکنه بالا بکشن. برای مشکل دوم یه حساب به نام saving باز می کنن که چیزی شبیه قرض الحسنه خودمونه و خودش دو نوعه. یکیشو خودتون می تونید آنلاین درست کنید و فقط برای امنیته که این حساب سودی که می گیریه بهش مالیات تعلق می گیره و دومیش رو بانک می تونه براتون باز کنه که اگه سودی روش بیاد مالیات بهش تعلق نمی گیره البته سودی که میاد روی پول ، مثل ایران زیاد نیست و خیلی خیلی کوچیکه.

    اما مشکل اول با کارتهای اعتباری مثل ویزا و یا مستر حل میشه. اون اعتباری که گفتم اینجا معنی پیدا می کنه شما با این کارتها به صورت نسیه تا سقف اعتبارتتون خرید می کنید و سر موعد باید حسابتون رو از روی حساب چکینگ با اونها تسویه کنید.

    این کل چیزایی بود که تا الان در باره حسابها فهمیدم اگه چیزی اشتباه بود دوستانی که می دونن متذکر بشن اگه هم خودم متوجه شدم اصلاح می کنم.

+ نوشته شده توسط بابک در سه شنبه سوم خرداد 1390 و ساعت 0:48 |

 

    مسیر پرواز ما از ایران به لندن با هواپیمایی ایران ایر و از لندن به مونترئال با هواپیمایی ایر کانادا بود. ساعت 8:45 صبح از ایران پرواز کردیم حدود 4 ساعت در لندن توقف داشتیم و ساعت 18:20 دقیقه  به وقت مونترئال رسیدیم.

    نکته اول اینکه حدود 12 کیلو اضافه بار داشتیم که کارمند فرودگاه امام گفت آیا می دونید که باید به ازای هر کیلو گرم 14 دلار به ایر کانادا پرداخت بشه من هم گفتم مشکلی نیست در واقع راه حل دیگه ای ندارم. درهر صورت این مبلغ رو از ما نگرفتند. چراشو هم من نمی دونم شاید فراموش کردن.

    نکته دوم در فرودگاه لندن بلافاصله بعد از پیاده شدن برای اینکه کمی با شرایط آشنا بشیم سری به باجه صدور کارت پرواز زدیم که هنوز روی تابلو اعلام نشده بود ولی کارت پرواز رو برامون صادر کرد و با خیال راحت تا زمان پرواز بعدی استراحت کردیم.

    هواپیمایی ایر کانادا از لحاظ راحتی و امکانات به طور قابل ملاحظه ای با ایران ایر متفاوت بود تنها مشکلش غذاهای نا آشنا بود که آخریش که یه ساندویچ خیلی تند بود باعث شد تا یکی دو روز معده ام درد کنه و عین سیر و سرکه بجوشه. اگه به غذا حساسید شاید بهتر باشه حداقل نصف راهو با ایران ایر بیاید. هر چند توی ایران ایر اساسی حوصلتون سر میره چون حتی گوشی الکتریکی هم نداره که بتونید به اون فیلم بی مزه ای که نشون می ده گوش کنید. سیستم گوشی هاش نی فونیه!

توی فرودگاه مونترئال از لحظه فرود حداقل دو ساعتی کار دارید برای ما بیشتر از سه ساعت شد، چون مهاجرای زیادی اومده بودن و امور گمرکی وقت گیر بودند.

    توی فرودگاه مونترئال توی سه قسمت کار دارید. اول از همه مثل همه جا پاسپورتاتون رو مهر ورود می زنن و بعد میرید چمدونها رو تحویل میگیرید. برای چرخ دستی پولی نمیگیرن و همشون همونجا در دسترسن پس سکه نیاز ندارید. مرحله دوم که از همه بیشتر طول می کشه بخش گمرکه که ازتون درباره چیزهایی که همراه دارید می پرسه و فرم لندینگتون رو پر میکنه و تفهیم میکنه که مطالب اظهار شده در فرم رو فهمیدید یا نه و امضا می گیره.در این قسمت اون لیستی رو که در پست قبل توضیح دادم (فرم B4 & B4a ) رو تحویل میگیره. در رابطه با جواهرات فقط اظهارشون رو میخواد و عکسهایی که از اونها گرفتید رو گفتند که باید ببریم به جواهر فروشی برای ارزشیابی و مهر کردن ولی گمرک به اون نیازی نداره و فقط برای خود ماست که درمراحل بعدی ورود و خروج در صورت نیاز به عنوان سند مالکیت آنها به همراه داشته باشیم .در قسمت آخر به دفتر سرویس کانادا که در فرودگاه و کنار همان باجه های گمرک مستقر شده مراجعه می کنید که یه توضیحاتی بهتون میده به علاوه یه قرار برای سرویس کانادا در روزهای آینده.

    از فرودگاه به هتل کرایه ون شد 40 دلار که وقتی پرسیدم چرا تاکسی متر کار نمی کنه گفت که کرایه تاکسی فرودگاه ثابته. امیدوارم سرمون کلاه نگذاشته باشه! هر کدوم از دوستان که می دونن اطلاع رسانی کنند برای بقیه.

برای گرفتن بیمه باید آدرس داشته باشید اگه نداشته باشید کارتون رو انجام میدن ولی یه مهلت میدن که بهشون یه اجاره نامه  و یا یک سوگند نامه از کسی که پیشش زندگی می کنید براشون ببرید . این مدارک صرفا اثبات می کنه که شما در مونترئال ساکنید.پس با خیال راحت در اولین مهلت حتی شده روز اول به RAMQ مراجعه کنید. تمام آدرسهای مورد نیازتون همونجا توی فرودگاه بهتون داده میشه.

    برای کلاس فرانسه میتونید آنلاین ثبت نام کنید و یا صبر کنید توی همون قرار ملاقات سرویس کانادا انجام بشه.

پینوشت: در رابطه با کلاس فرانسه آنلاین ثبت نام کنید بعد با یک کپی از برگه لندینگتون که توی گمرک تکمیل شده برید به آدرسی که موقع ثبت نام سیستم بهتون داده. میتونید کپی رو از طبقه همکف همونجایی که میرید تهیه کنید توی یک فروشگاه که بخش عکاسی داره و اول با یک دلار یک کارت می خرید شبیه کارت تلفن که به دستگاههای کپی می خوره برای کپی سیاه و سفید هر کپی 7 سنت و برای رنگی هر کپی 49 سنت از اعتبارش کم می کنه. فقط باید حواستون باشه که منظور از رنگی دستگاهیه که میتونه رنگی بگیره و اگه با این دستگاه کپی بگیرید مبلغ کپی رنگی محاسبه میشه . زحمت گرفتن کپی هم با خودتونه . این کارت قابل شارژه. با دادن این کپی به کارمند اونجا ثبت نام شما تکمیل میشه و باید منتظر باشید تا نامه دعوت به مصاحبه براتون پست بشه به آدرستون. اگه از قبل کپی همراهتون باشه کلآ اونجا حدود دو سه دقیقه کار دارید.

 

+ نوشته شده توسط بابک در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390 و ساعت 6:4 |