اول ببینیم سه سال پیش واقعا چی کار می کردم:
کارم رو نیمه وقت کرده بودم که بتونم زبان بخونم.
هفته ای دوبار می رفتم کلاس فرانسه. توی یه بازه ای تقریبا شده بود 4 یا 5 بار در هفته.
داستانهای Le petit Nicolas رو می خوندم. سه جلدشو کامل خوندم و لغات و اصطلاحاتش رو در آوردم.
Le petit prince رو کامل خوندم و تمام لغاتش رو در آوردم.
روی گوشی موبایلم هر دو اونها رو داشتم و دائم گوش می کردم.
ترانه های فرانسه گوش می کردم و متنهاشون رو می خوندم و لغاتشو در می آوردم. توی موبایلم بودن و دائم گوششون می کردم طوری که توی کلاسای فرانسه اینجا بیش از نیمی از آهنگهایی رو که به ما درس می دادن من شنیده بودم.
کتابهای مبتدی و اینترمدیت گرامر CLE رو کامل خوندم.
اپیزودهای جلدهای یک و دو Reflet رو مرتب گوش می کردم.
داستانهای فرانسه رو که سی دیهاشون هم توی بازار ایران هست گوش می کردم و لغتاشو در می آوردم.
فیلمهایی به زبان فرانسه نگاه کردم و بعضیاشون رو دائم تکرار می کردم.
سریالای فرانسه می دیدم.
اینایی که نوشتم همه بعد از مصاحبه بودن و صرفا برای این بودن که زبانم رو به حد مطلوبی برای زندگی توی مونترئال آماده کنم. خب نتیجه؟؟؟ اینکه کم آوردم! اعتراف می کنم که کم آوردم.
حالا اگه سه سال پیش بود چی کار می کردم؟
همه اون کارای بالا رو انجام می دادم فقط کتابای گرامر CLE رو به جای اینکه بخونم می خوردمشون یعنی حرف به حرف همشو حفظ می کردم خوندنشون کافی نیست باید کاملا بهشون مسلط باشید. باید تمام تمرینات حل بشن.به طور معمول بعد از خوندن این کتاب مطالب گرامری رو می فهمید اما اگه کامل مسلط نباشید عملا موقع استفاده یا یادتون میره یا اشتباه استفاده می کنید.
بعد از همه اینا یه سری کارهارو یه جور دیگه اینجا انجام میدادم. مهمترینشون تعلل توی گرفتن پذیرش دانشگاه و البته اشتباه در انتخاب رشته بود. در واقع گزینه های منطقی و بهتری وجود داشت که الان به وضوح اونها رو می بینم. سطح زبان فرانسه من برای گرفتن پذیرش سرتیفیکت فرانسه قابل قبول بود اگه برای اون اقدام کرده بودم توی چند ماه آینده سطح زبانم به حد خیلی خوبی می رسید در حالیکه الان اونی که باید باشه نیست. چیزی که اکثر تازه واردها رو فریب میده کمک هزینه کلاسهای فرانسه است که خوشبختانه دارن برش می دارن. این کمک هزینه به شدت غلط اندازه و همه روی اون حساب باز می کنن که چند ماه اول یواش یواش جا می افتن ولی اشتباه محضه
چرا؟
اول اینکه شما رو توی ایران برای بهتر کردن سطح زبانتون تنبل می کنه چون می دونید توی کبک کلاس خواهید رفت
دوم اینکه چیزایی که بهتون یاد میدن ، موقعی که برای گذروندن کلاسای فرانسه وارد دانشگاه می شید به عنوان سطح مبتدی منظور میشه و البته کاملا هم بجاست.
سوم اینکه پولی که میدن اسما 460 دلار در ماه برای هر نفره که عملا با انبوهی از تعطیلات که وجود داره میانگینش بیش از 400 دلار نمیشه در حالی که این مبلغ معادل کرایه خونه ای که یه نفر به تنهایی می پردازه هم نیست. اگه زن و شوهر باشید که با هم دیگه میشه 800 دلار چیزی حدود همون کرایه برای سوئیتیه که دو نفر بتونن توش زندگی کنن یعنی جا بشن توش. توی این ماهها که حدود 10 ماه بسته به شرایط طول می کشه شما خورد و خوراک ، هزینه قبوض و ... هم دارید و باید از جیب بخورید.
خب این سومیه روی دوم سکه هم داره فرض کنید یکیتون بتونه کار پبدا کنه ( نگید نمیشه که یه حرف مفت بیشتر نیست من اینجا کسی رو می شناسم که همون ماه اول یه کار الکی توی یه کارخونه پیدا کرد، خودم وفتی که رفتم دنبال یه کار الکی برای دو ماهی که مونده بود به کلاسام همون روز اول کار پیدا کردم. کسی رو هم سراغ دارم که توی دو ماه و نیم اول بعد از ورودش سه بار کار عوض کرده، اینا کارای الکی بود مثلا کاری که من براش رفته بودم شمارش کالاهای انبار برای انبارگردانی بود. ولی کسی رو هم سراغ دارم که با سطح زبان انگلیسی خوب توی رشته خودش ظرف سه ماه کار پبدا کرده ) اگه این کار تمام وقت باشه حداقل1200 دلار در ماه می گیرید نیمه وقت باشه 400 تا 500 دلار و می تونید توی کلاسای نیمه وقت که ساعت 6 عصر به بعده و تقریبا رایگان و با همون کیفیت کلاسای فرانسه شرکت کنید. اگه هم که بتونید پذیرش بگیرید حتی برای یه سرتیفیکیت ساده ؛ ماهیانه 750 دلار می گیرید که به مراتب بیشتر از مبلغیه که برای کلاسای فرانسه بهتون می دن.
برای من اتفاقی که افتاد این بود:
دو ماه و نیم علاف شدم تا کلاس شروع بشه به عبارتی دو ماه و نیم کامل از جیب خوردم و دنبال کار هم نگشتم چون منتظر شروع کلاسهایی بودم که حتی بهم نگفته بودن دقیقا کی قراره شروع بشه.بهم گفتن ترم دوم هستی ( کلا سه ترمه) کلاس که شروع شد همون روز اول یا دوم استادش منو کشید بیرون چون فکر کرده بود توی اعلام سطحم خودمو پایین نشون دادم که ازحقوق کلاسا بیشتر استفاده کنم و گفت باید بری سطح سه. سطح سه هم چیز زیادی یاد نگرفتم . نتیجه اینکه این دوره هم حدود 2 ماه طول کشید که جمعا حدود 5.5 علاف شدم برای چیزی که مطلب زیادی ازش یاد نگرفتم این رو موقعی که توی دانشگاه مونترئال واحدهای فرانسه برداشتم فهمیدم. بعد به مدت دو ماه کار کردم که شد 7.5 ماه و بعدش وارد دانشگاه شدم. اگه درست اقدام کرده بودم به جای 7.5 می تونستم سر 1.5 ماه وارد سرتیفیکت زبان فرانسه بشم ( و حتی سر همون 7.5 ماه ) و الان یا سرتیفیکت رو داشتم و یا طی 6 ماه آینده می گرفتمش.(خود سرتیفیکیت اهمیت چندانی نداره بلکه موضوع سطح زبانه) الان توی دانشگاه در رشته خودم به معنای واقعی مشکل دارم حجم و ساعات بالای درسای مهندسی یه طرف، درک مطالبی ارائه شده توسط اساتید یه طرف و انجام کارهای گروهی با سایر دانشجوهای فرانسه زبان یه طرف.این آخریه ازهمه کمر شکن تره. می خوام لحظه ای رو تصور کنید که توی امتحان ریاضی به خاطر غلط املایی توسط استاد بهتون تذکرشدید داده شده اونوقت حال منو می فهمید.( نوع غلط املاییم عدم تطابق صفت مونث با موصوفش در حالت اشاره غیر مستقیم بود مطلبی که بعدا توی کلاس فرانسه دانشگاه رعایت کردنشو یاد گرفتم) یا بدتر از اون توی امتحان تشریحی یه درسی برای توضیح مطلبی که به واسطه تحصیلات ایران و تجربه چندین ساله کاری بهش تسلط کامل دارید از کلمات مناسب استفاده نکنید و هیچ نمره ای بهتون ندن و بعد اکثر درساتون رو به زور و ناپلئونی پاس کنید.
الان بخوبی می دونم که اگه اول سرتیفیکیت رو گرفته بودم و بعد وارد دانشگاه فرانسه زبان می شدم به مراتب مشکلاتم کمتر بود.
اینجا دو زبانه است! خیلی ها می پرسن که بالاخره انگلیسی یا فرانسه؟ جوابش خیلی ساده است ولی عمل بهش دمار از روزگار آدم در میاره. اینجا دو زبانه است هیچ کدوم از زبانها از اونیکی مهمتر نیست اگه کار خوب می خواهید باید دوتاشو بلد باشید باید ادونس باشید هر دوتاشو اگه یکیشو ادونس باشید اونیکیو کم بلد باشید، کار خوب سخت گیرتون میاد ولی می تونید ادامه تحصیل بدید و زمان بخرید برای یادگیری اونیکی.
خلاصه اینکه بعد از یک سال و چند ماه هنوز نمی دونم که واقعا بهتره آدم قبل از اومدن به کبک انگلیسیو در حد عالی بخونه و یا روی فرانسه سرمایه گذاری کنه! فقط می دونم که فرانسه زبان سختیه در واقع خیلی زبان سختیه و می دونم بی خودی هر دوتاش رو اینترمدیت نکنید یکیش باید ادونس باشه . چه برای کار خوب، چه برای ادامه تحصیل.
================================
پی نوشت: مطالب ذکر شده تجربه شخصی بنده است و نسخه پزشکی برای درمان زبان آموزی نیست لطفا اون رو از زاویه دید کسی بخونید که تصمیمش خوندن زبان فرانسه به عنوان زبان اول بوده قطعا کسی که هدفش زبان انگلیسی باشه مسیر متفاوتی رو طی می کنه. علاوه بر اون شرایط هر فردی با دیگران متفاوته . هر کسی فقط و فقط خودش می تونه برای خودش بهترین نسخه رو بپیچه که طبیعتا اشتباه هم بخشی از راه حلش خواهد بود.
================================
پی نوشت دو :
یکی از دوستان که دوره زبان رو به طور کامل طی کرده بود لطف کردن و لیست دریافتهاشونو به من دادن منم برای اینکه شما یه دید بهتری پیدا کنید اون رو اینجا می گذارم:
|
ردیف |
ماه |
سال |
مبلغ دریافتی |
توضیحات |
|
1 |
August |
2011 |
65 |
کمتر از یک هفته کلاس معادل تقریبا یک چهارم ماه |
|
2 |
September |
2011 |
437 |
|
|
3 |
October |
2011 |
437 |
|
|
4 |
November |
2011 |
368 |
|
|
5 |
December |
2011 |
460 |
|
|
6 |
January |
2012 |
276 |
تعطیلات سال نو |
|
7 |
February |
2012 |
345 |
|
|
8 |
March |
2012 |
460 |
|
|
9 |
April |
2012 |
460 |
|
|
10 |
May |
2012 |
299 |
حدود سه هفته کلاس معادل سه چهارم ماه |
|
|
جمع کل دریافتی ها |
3607 |
کل ماههای دوره 9 ماه کامل |
|
|
میانگین برای 9 ماه کامل |
400.8 |
|
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 22:36 توسط بابک
|