دو نکته بسیار مهم هنگام ورود به ایران - اداره گذرنامه
طبق معمول اول یه کم بهانه برای دیر نوشتن میارم بعد میرم سراغ موضوع اصلی
وقتی وبلاگی که پیگیرش هستیم کم کم خاموش میشه این سوال توی ذهنمون به وجود می آد که چرا ؟ البته واضحه که منظورم وبلاگهای مهاجرتیه.
پیش از مهاجرت جوابی براش نداشتم. سال اول یا دوم به این نتیجه رسیدم که برای نگارنده وبلاگ کم کم همه چی عادی میشه و حرفی نداره. سال سوم و چهارم متوجه شدم که اینجا وقت هم کم میاد به علاوه مهاجر مشکلاتی داره که شاید نخواد زمین و زمان در جریانش باشن. الان بعد پنج سال یه گزینه دیگه هم به قبلیها اضافه شده که قبلا هم بود ولی الان واضحتر می بینمش. به محض اینکه مهاجرت می کنید هر روز تجربیات جدیدی کسب می کنید. در همین زمان دوستان و اقوام شما در ایران در حال مرور همون مسایل روزمره خودشون هستن که دایم به اشکال مختلف تجربه میشن. شما رو به جلو حرکت می کنید اونا روی یه دایره دور سر خودشون می چرخن. کم کم تجربه شما غالب میشه . کم کم احساس می کنید اونایی که قبلا به نظرتون با تجربه می اومدن و حرفشون براتون حجت بود دیگه حرف جدیدی برای شما ندارن. کم کم به این نتیجه می رسید که از اونا تجربتون خیلی بیشتر شده و تقریبا ( نه کاملا) همه اون چیزایی که اونا تجربه کردن شما هم تجربه کردید ولی اون مسایلی که شما در زندگی باهاشون دست و پنجه نرم کردید اونها هیچ نوع دید یا تجربه ای در بارش ندارن. فاصله اونقدر زیاد میشه که به یه مرحله از رشد شخصیتیتون می رسید که من اسمشو میذارم آرامش درونی. دیگه با دیگرون بحث نمی کنید . دیگه کمتر شما شروع کننده صحبتها میشید. دیگه وقتی حرفتون رو قطع می کنن ناراحت نمیشید و اجازه میدید طرف مقابلتون یک ساعت دیگه هم حرف بزنه. اگه بعد یک ساعت سر جمله اولی که می خواید بگید بازم حرفتونو قطع کنه دوباره یه ساعت دیگه به حرفش گوش می کنید. بعضی وقتا هم خسته میشید و بدون هیچ اعتراضی سرتون رو آروم آروم به کار دیگه ای گرم می کنید طوری که طرف بهش بر نخوره. ترجیح میدید از صحبتهای تکراری و بدون سندی که بیش از نود درصد صحبتهای دوستانتون رو در بر می گیره دوری کنید. وقتی توی یه بحث وارد میشید و با زبون ساده نظراتتون رو میگید به محض اینکه یه نفر میاد با جملات قلمبه سلمبه وارد بحث میشه (که به شدت احساس فلسفی بودن نگارنده یا گوینده درش فوران می کنه )، خیلی آروم ترجیح میدید از بحث خارج شید.
در یک کلام ، فاصله میگیرید چون حرف چندانی ندارید که بتونید باهاش یک گفتگو رو ادامه بدید. ( گفتگو = صحبت از نوع دو طرفه)
و اما تعویض پاسپورت:
طبق معمول به استناد تجربه قبلی که براتون نوشتم هر وقت ایران میاید هر چی مدرک دارید معتبر ، غیر معتبر، منقضی، ابطال شده و ... خلاصه هر چی دارید با خودتون بیارید!
من پاسپورت اولم رو ایران گرفته بودم زمانش که منقضی شد پاسپورت دوم رو از کانادا. به عبارتی وقتی پاسپورت دوم صادر شد پاسپورت اولیم رو توی سفارت ایران توی کانادا باطل کردن. امسال که به ایران سفر کردم با توجه به تعطیلی سفارت ایران در کانادا تصمیم گرفتم پاسپورتم رو توی ایران تعویض کنم. پلیس ده بعلاوه یک این کار رو ظرف یکی دو هفته انجام میده. ولی اگه دو تابعیتی شده باشید باید یه دور برید اداره گذرنامه یه سری فرم پر کنید، پاسپورت کاناداییتونو اسکن می کنن و ازین حرفا. ( به حق هم پلیس ده بعلاوه یک و هم اداره گذرنامه پرسنل خیلی مودب و کارآمدی داره که کار آدمو سریع راه می اندازن) وقتی این فرمها رو پر کردم به پلیس ده بعلاوه یک هم اطلاع دادم که گفت همه چی درسته و توی سیستم می بینه. برگشتم خونه و به محض رسیدن بهم زنگ زدن گفتن سیستم اجازه صدور پاسپورت بهمون نمیده چون یه پاسپورت دیگه داری که ابطال نشده. خلاصه اینکه وقتی پاسپورت رو خارج کشور از طریق یکی از سفارتهای ایران تعویض می کنید توی سیستم داخل ایران ثبت نمیشه. و به محض ورود به ایران باید برید اداره گذرنامه که اعلام کنید. استعلامای مربوطه حدود یکی دو هفته طول می کشه و گذرنامه های ابطال شده ( داخل و خارج) و صادر شده ( داخل و خارج ) رو هم لازم دارن. البته ظاهرا روی گذرنامه های صادره از خارج کشور جدیدا دو ساله که می نویسن به محض ورود باید این کار رو انجام بدید.
خب خلاصه کنم که گیج نشید . دو نکته ای که توی عنوان نوشتم اینها هستند:
1- مراجعه به اداره گذرنامه برای اعلام دو تابعیتی بودن و تکمیل فرمها و اسکن گذرنامه خارجی.
2- مراجعه به اداره گذرنامه جهت ثبت ابطال گذرنامه های قبلی وقتی که گذرنامه جدیدی در خارج کشور توسط یکی از سفارت های ایران صادر شده.