چه چیزهایی جای نگرانی داره؟
این پست رو هم مشابه قبلیه به مرور تکمیل خواهم کرد.
۱- اولین چیزی که جای نگرانی داره و دیگه شما هم کاملا حفظش شدید از بس تکرارش کردیم زبانه! دیگه اینجا تکرارش نمی کنم. فقط یه توضیحی درباره یکی از پستهای قدیمیم هست که فکر کنم بهتر باشه اینجا مطرحش کنم. توی یکی از پستا درباره چند زبانه بودن اینجا صحبت کردم الان می فهمم که واقعا اونقدر هم چند زبانه بودن مهم نیست و احتمالا نحوه جستجوم خوب نبوده که سر از آگهی های کاری در آوردم که چندین زبان رو می خواسته. در واقع اونچیزی که الان منو می ترسونه همین دوتا زبون اینجاست که خیلی کار داره! مهاجرته دیگه آدم هر روز یه چیز جدید پیدا می کنه و به یه نتیجه جدید می رسه شاید چند ماه دیگه دوباره نظرم عوض شد!
۲- دومین مورد که واقعا باید از همون ایران به فکرش باشید.... کار ......نه! اشتباه حدس زدید!
رزومه کاریه! رزومه کاری از خود کار هم مهمتره. چون وقتی روی کار تمرکز می کنید در واقع نگاهتون روی اونچیزیه که هستید و می تونید انجام بدید ولی وقتی روی رزومه و نوشتن اون متمرکز بشید در واقع به سمتی حرکت می کنید که نیازهای متقاضی نیرو رو تامین کنید. یعنی به جای اینکه خودتون رو ببینید چیزیکه کارفرما میخواد رو می بینید و خودتون رو باهاش تطبیق میدید. خب یه جور دیگه هم بگم که مطمئن بشم منظورم رو رسوندم: کارفرما خودش رو با اون چیزی که شما هستید تطابق نمیده پس بهتره که اول اون چیزی که اون می خواد رو دریافت کنید و بعد بر اساس نیاز کارفرما دست به تنظیم رزومه و یا حتی نوشتن یک رزومه کاملا متفاوت بزنید.
برای کار از ایران هیچ کاری از دستتون بر نمیاد. ولی اگه روی رزومتون کار کنید فکر کنم یه یکسالی جلو بیفتید. بله یکسال اصلا هم اغراق نمی کنم. ولی متاسفانه نمی تونید تمام این یکسالی که گفتم رو بدست بیارید چون یک جاهایی رو باید آزمون و خطا برید جلو. یعنی رزومه بفرستید و اصلاح کنید بعد یه دوجین رزومه مختلف جمع آوری کنید و برای هر شغلی دقیقا اون چیزی که می خوان رو بفرستید.
یه اشتباهی که اغلب ماها می کنیم اینه که فکر می کنیم همونطوری که توی ایران دنبال کار می گشتیم اینجا هم همونطوریه. اساسش یکیه ولی جزئیاتش خیلی فرق داره. مثلا:
ایران رقابت هست اینجا هم هست. اونجا کار سخت گیر میاد اینجا به مراتب برای مهاجر مشکلتره. درسته که اینجا کار بیشتره ولی به همون نسبت هم افراد شغلشون رو تغییر میدن. در نتیجه افراد با سابقه کاری کانادایی به طور دائم در حال درخواست دادن هستند که در نتیجه پیدا کردن اولین کار تخصصی برای یک مهاجر چیزی در ابعاد فاجعه است. زبانمون ضعیفتره در واقع به مراتب ضعیفتره، مدرک دانشگاهیمون از کانادا یا آم.ری...ک. ا نیست، تجربه کاریمون با سیستم کاری اینجا همخوانی نداره و کلا متفاوته ، بدتر از همه اینکه اینهارو بعد از حدود یکی دو سال بسته به شرایط و یا شخصیتمون متوجه می شیم. بله شخصیتمون! بعضی هامون زودتر متوجه واقعیت میشیم بعضیها با خودمون درگیر میشیم و مقاومت می کنیم بعد کم کم به یه سری تناقض می رسیم و در بیشتر موارد جوابی هم براش نداریم. مثلا بعد از یه مدت رزومه تخصصی فرستادن برای خود من پیش اومده که تازه وقتی یاد گرفتم رزومه رو چطوری تنظیم کنم و دقیقا برای اون کار فرستادم نتیجه ای عایدم نشد! با خودم می گم که این کار رو که کاملا مسلطی خط به خط ، کلمه به کلمه و حرف به حرف ملزومات این شغلی که توی آگهی هست رو می دونی پس چرا حتی یه زنگ نمی زنن بهم؟ اینجاست که تناقض توی مغز آدم شروع میشه:
یه طرف تو مغزتون اینها رژه میره :
اینا کلا از مرحله پرتن، نژادپرست هستند ، فقط با پارتی بازی میشه رفت سر کار ، ای کاش اون رزومه هایی که ناشیانه تنظیم شده بود رو نفرستاده بودم تا الان برای این شرکتها می تونستم ارسال کنم و و و و
اونطرف مغزتون اینها لی لی بازی می کنن:
خب اگه سیستمشون بده چرا اینقدر منظمن،این امنیت اجتماعی ناشی از چیه، دانشگاهاشون چرا اینقدر خوبه، روزمه هایی که فرستادی عیبی نداره اینا هر شش ماه یه بار رزومه ها رو از دور خارج می کنن تو دوباره می تونی ارسال کنی و هزار تا چیز دیگه
در واقع همه اینهایی که گفتم هست! همشون هست و خیلی چیزای دیگه. خب چی کار میشه کرد؟ هیچی مثل غذا می مونه که باید بپزه و جا بیفته. اگه رزومتون رو از ایران درست کرده باشید ، اصلاحش کرده باشید و چندین رزومه مختلف هم داشته باشید مثل این می مونه که مواد اولیه این غذاتون رو به صورت نیم آماده از فروشگاه خریده باشید یه کم زودتر آماده میشه ولی در کل باید مراحل پختش کامل بشه!
رزومه های استانداردی که توی ماکروسافت وورد هست رو بگیرید یه رزومه همینطوری درست کنید. بعد بیاید دقیق ببینید که رزومه کانادایی چه شکلیه و چطوری نوشته میشه اون رزومه اولیه رو با این شرایط تطبیق بدید. بعد برید توی سایتهای کاریابی و کلمات کلیدی کارتون رو سرچ کنید. این قسمتش یه کم دردسر داره چون انگلیسیش همه جای دنیا یکیه ولی فرانسش....! برای یه عنوان ممکنه کلمات مختلفی بزنن ، در هر صورت بعد از دو سه ماه دستتون میاد.( بهتره این دو سه ماه توی ایران باشه!) بعد بر اساس آگهی شغلی تجربه و تواناییاتون رو تنظیم کنید. دقیقا چیزی که اونا می خوان رو بنویسید نه اونچیزی رو که صرفا هستید. سوابق غیر مرتبط رو حذف کنید. اجزای کار رو دقیقا ذکر کنید. بهتره قبل از شروع سری به نمونه هایی موجود در اینترنت هم بزنید.
سایتهای معروف کاریابی رو که احتمالا همتون میشناسید ولی یه سایت خیلی خیلی مهمی هست که واقعا کمک می کنه به اینکه بتونید کلمات کلیدی کارتون رو به زبان فرانسه پیدا کنید:
کاری که می خواید رو به انگلیسی سرچ کنید بعد صفحه رو فرانسه کنید چیزی حدود ۶۰ تا ۸۰ درصد کلمات کلیدی مرتبط با کارتون رو می تونید اینطوری پیدا کنید. با داشتن این کلمات توی سایت کاریابی دولتی کبک هم به راحتی می تونید سرچ کنید.
سری هم به این نوشته وبلاگ از ایران تا کانادا بزنید نکات مهمی رو درباره کلیات کاریابی نوشته:
http://airkanata.blogspot.ca/2012/12/blog-post.html
۳- سومین چیزی که جای نگرانی داره پوله! می خوام یه چیز جدید بنویسم چیزی که اکثر ایرانیا ازش لطمه میخورن چیزی که توی فرهنگ ما خیلی بد محسوب میشه و خیلی ها حتی وقتی می فهمنش نمی نویسن:
وارد کانادا که شدید فقط به اون اندازه که ازتون خواستن پول رو اظهار کنید اگه گفتن مثلا ۷۰۰۰ دلار همون کافیه نیاز نیست که بگید من ۲۵۰۰۰ دلار اوردم. برای ورود به کانادا همون مبلغ کافیه. در ضمن یاد اوری می کنم که ممکنه ازتون بخوان که پولی که اظهار کردید رو نشون بدید. از من خواستن و چون پول را بین کیفهام تقسیم کرده بودم اونجا یه مقداریش رو پیدا نمی کردم ولی مامور گمرک گفت همینی که هست کافیه نیازی نیست که بقیش رو نشون بدی و همون مبلغی رو که شمرده بود توی فرم خودش اظهار کرد. به ندرت پول کسی رو می شمرن ولی به هر حال برای من پیش اومد.
خیلی مهمه که اون مبلغی که اظهار کردید رو داخل حساب بانکیتون بگذارید و مابقیش رو داخل صندوق امانات. اینجا بعد از چند ماه از اقامتتون اگه موجودی حسابتون کمتر از ۱۰۰۰ دلار بشه می تونید از ولفیر استفاده کنید. نگید نه!!!!!!! اشتباه بزرگی رو که من و خیلیهای دیگه مرتکب شدیم شماها نشید. چرا باید اینکار رو بکنید؟ به سه دلیل:
الف- پولی رو که از ایران آوردید به سرعت تموم نکنید چون اگه بخواید درس بخونید وام و بورس اینجا به تنهایی کفاف زندگیتون رو نخواهد داد و مجبور میشید از همون ابتدا هم کار کنید و هم درس بخونید، به خصوص اگه یک نفر باشید.این موضوع توی ترمهای اول که هنوز با سیستم اینجا به خوبی آشنا نشدیدو بخصوص مشکل زبان دارید خیلی بیشتر ازون چیزی که فکر می کنید اهمیت داره. ترمهای بعدی راحتتر می تونید هم کار کنید و هم درس بخونید ولی ترمهای اول واقعا مشکله.
ب- اگه بخواید کار کنید وقتی که به دفاتر آمپلوا کبک مراجعه می کنید اگه در شرایط دریافت این کمک هزینه قرار گرفته باشید همون آدمایی که همینطوری با جوایای سربالا از این سایت به اون سایت می فرستادنتون با یه تغییر مواضع صد و هشتاد درجه ای تمام توانشون رو جمع می کنن که به نحوی شما رو در مسیر پیدا کردن کار قرار بدن چون به دوش دولت بار اضافه میشه. دوره های رایگان می فرستن یا خودشون پولشو پرداخت می کنن . وام و بورس دوره ها رو به طور کامل بورس می کنن و بعد از اتمام دوره دیگه بدهی نخواهید داشت هزینه های خیلی کارای اداری از جمله ارزیابی مدارک و کارهای دادگستری رو میدن خلاصه کارای محیر العقولی انجام میدن که عمرا در حالت عادی تمایلی به انجامش داشته باشن. این یعنی سریع دوره گذروندن و به بازار کار رسیدن. یعنی جا افتادن توی زندگی جدید.
ج- شما چه از این امکانات استفاده بکنید چه نکنید وقتی سر کار برید مالیاتشو ازتون می گیرن! اونوقت میشینید حرص می خورید که این اسپانیشها از پول مالیات شما هر کدوم ده تا بچه میارن و ولفیر میگیرن و شما با این همه سختی خودتون رو رسوندید یه این نقطه که مالیات زندگی اونها رو بدید. وقتی که کارفرمام صورت نهایی دریافتهامو برای ارائه به اداره مالیات برام فرستاد این موضوع رو خوب احساس کردم.
۴- یه موردی هم هست واقعا جای نگرانی داره این رو علیرضا- وبلاگ رادیو فارسی کانادا به خوبی بیان کردن که بی نهایت موضوع مهمیه :
صرفا به نوشته و تجربه های دیگرون اکتفا نکنید ، خودتون برید دنبال هر کاری. تجربه افراد با هم متفاوته علاوه بر اون شرایط اولیشون هم با هم فرق داشته که به تجربیات مختلفی رسیدن.
این پست ایشون واقعا خیلی کوتاه و شسته رفته مشکلات یه مهاجر رو بیان می کنه . اونجایی هم که مینویسه نظرات آدم به مرور زمان تغییر می کنه کاملا درسته یه نمونه اش هم همین بند اولی که توی این پست گذاشتم.
اینم لینک پستی که علیرضا گذاشتن:
http://radiocanada.blogfa.com/post-68.aspx