کشفیات سفر
توی این مسافرت سه ماهه ای که داشتم یه سری کشفیات جالب کردم.
1- آدما همیشه تقریبا ( نه کاملا) همونی هستن که بودن
درسته آدما بزرگ میشن ولی کلیات شخصیتشون تغییری نمی کنه. بچگی حسود باشی بزرگ هم شی همونه. فعال باشی همونه. درونگرا باشی همونه. و اماااااااااااا اصلا چه ربطی داشت؟
قبل مهاجرت هر چی باشی بعدشم همونی!
اگه توی ایران آدم موفقی باشی اونجا هم هستی. اگه پشت کار داشته باشی اونجا هم داری. اگه عیاش و خوشگذرون باشی اونجا هم همونی. اگه درس خون باشی اونجا هم همونی. اگه از زندگیت لذت ببری اونجا هم می بری . اگه همش عیبهای سیستم رو ببینی اونجا هم همینطوری. ریسک پذیر باشی اونجا هم همونی. حسابگر باشی همینطور و ...
2- مشکل اقتصادی در ایران
خب ایران مشکل اقتصادی هست، برنامه ریزی درست و حسابی هم نیست ولی خب برنامه ریزامون همون خودمونیم دیگه خط نکشیدن که بگن اونی که دولت کار می کنه با اونی که نمی کنه توی محله جدا زندگی کنن. دزدی و اختلاس و ... همه جای دنیا هست . همه تقصیر رو گردن اونیکی می ندازن. اگه با کشورای توسعه یافته مقایسه کنید ایران بدتره ولی آیا قیاس درستیه؟؟ مثلا شما تیم فوتبال مدرسه محلتونو با تیم ملی آلمان مقایسه می کنید یا با تیم محله بغلی؟ بخواید تیم محلتون از اینی که هست بهتر بشه میرید برنامه تیم ملی آلمان رو روش پیاده سازی می کنید؟ خب پیشترفت اقتصادی و .. هم که یه شبه نیست کم کمه. هر دفعه یه کوچولو بهتر بشه خودش خیلیه. ایران رو با ونزویلا ، شیلی، عراق ، عربستان و کشورهای هم سطح خودمون مقایسه کنیم. دیگه خیلی دور می خواید برید با هند و مراکش مقایسه کنید نه با هشت تا کشور صنعتی! در ضمن تفکر کار کردن هم هست. کمتر کسی فکر تولید توی کشور داره چه انتظاری دارید؟ مثلا پدر و مادر با خون دل یه بیست سی میلیون جمع می کنه که بچشو کمک کنه. این کمک معمولا به شکل ماشینه ( که بره توی آژانس کار کنه پول دربیاره) یا رهن خونه است یا برای شروع مغازه! کمتر کسی هست پولو بده که یه کار تولیدی ریسک دار رو شروع کنه. همه سود خالص و زیاد می خوان. خب اینطوری نمیشه دیگه!
3- دانشگاه و رانندگی
اینیکی خیلی جالبه . در واقع صورت مسئله اینه : این چند سالی که نبودم چی بهتر شده چی بدتر؟
رانندگیها خیلی بهتر شده! یعنی دست پلیس راهنمایی و رانندگی درد نکنه . خداییش خیلی خوب عمل کرده. نگید مردممون خودشون به طور خودجوش این همه رو به جلو حرکت کردن که تجربه تاریخی ما چیز دیگه ای رو نشون میده.
دانشگاهها بدتر شدن! یعنی دانشجوهامون عموما دنبال جفنگیات هستن . وضعیت علمی دانشگاهها اسفناکه. توی رشته خودم دارم میبینم که کتاب تخصصی دانشجوهای فوق لیسانس عملا به مراتب کم محتواتر از اونیه که ما توی دانشگاههای اینجا توی دوره لیسانس می خونیم. وضعیت تولید مدرک و مقاله هم که جای خود دارد. طرف دیپلم ردی بوده حالا دکترا داره! مدیونید اگه فکر کنید مدرکشو خریده.خود دانشجوها هم اصلا معلوم نیست چی کار می کنن مطالعات دری وری و بی در و پیکر بدون برنامه و ..... بگذریم. در یک کلام دانشگاههای ایران از مولدهای دانش به مراکز تخریب علمی تبدیل شدن.
4- مقصر یابی کشته های تصادفات
شما سبقت غیر مجاز می گیری، سرعت بالا میری، لایی می کشی ، فاصله رو رعایت نمیکنی و ... و بعد خودتو چند نفر دیگه رو به کشتن میدی و یه تعداد رو به عزا می نشونی چه ربطی به ایران خودرو و سایپا داره؟! درسته که کیفیت ماشینها و جاده هامون پایینه ولی چند درصد تصادفاتمون به علت نقص فنیه؟ چند درصدش به علت خرابی جاده است؟ اصلا گیریم اوضاعشون خیلی خیلی هم خرابه خب وقتی می دونی ماشین و جاده ایراد داره با احتیاط بیشتری برون!
5- تاخیر در بازگشت:
آهان این یکی مختص دانشجویان محترمیه که میان ایران مسافرت بعد با بیش از یک هفته تاخیر بر میگردن. نکنید این کارو من با دو هفته تاخیر دارم بر می گردم ولی عجیب اشتباه بزرگی کردم. استرس در حد تیم ملی. توی سه چهار روز اول اونقدر درس دادن و اونقدر آدم گیح میزنه توی اسلایدها که اصلا اجازه نمیده از ایران بودنت هیچ لذتی ببرید. یعنی عملا کار شروع شده و دقیقا انگار کانادا تشریف دارید و باید به همون شکل همیشگی درس بخونید به علاوه اینکه وقتی اولین تحویلیتون هفته سومه شما توی دو سه روز اول که بر می گردید باید همه چیزو بفهمید، همگروهی پیدا کنید و کار تحویل بدید که ... دیگه خودتون می دونید . اشتباه منو تکرار نکنید.